تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
1 . بيانگر مسائل عينى و ملموس زندگى در بخشهاى سه گانه اين كتاب بزرگ ( خطبه ها - نامه ها - كلمات قصار ) همه جا سخن از مسائل عينى كه به زندگى معنوى و مادى انسانها مربوط است به ميان آمده همه جا انگشت روى دردها ، روى آلام و مشكلات ، روى رنجهاى انسانها گذارده شده و طرق درمان نيز ارائه گرديده است ؟ نهج البلاغه به سراغ كلى گوئى و فلسفه بافى و مسائل پندارى نمى رود على ( عليه السلام ) مرد مبارزه و عمل ، مرد زندگى و حيات ، مرد هدف و پيروزى بود و سخنانش همه جا همين آهنگ را دارد . اگر مى بينيم فلسفه افلاطون و ارسطو نتوانست توده‌هاى مردم را به حركت در آورد و نظام فاسد حاكم بر يونان را - چه رسد به نقاط ديگر جهان - واژگون سازد ، ولى نهج البلاغه على ( عليه السلام ) به دنبال خط قرآن و سنت پيامبر دنيايى را به حركت در آورد ! به خاطر همين تفاوت بارز است كه يكى تنها به سراغ كل گويى مى رود و از زندگانى انسانها دور مىشود و ديگرى انگشت روى فصل ، فصل و فراز ، فراز و بند ، بندگ زندگى مى گذارد و همه در دل جامعه حركت مىكند و اين به خاطر آنست كه اولى زاييده پندار انسانى است اسير چنگالى محيط و نظامهاى حاكم بر آن و ديگرى مولود تعليمات آسمانى و از سرچشمهء وحى كه هماهنگ با فطرت و قوانين آفرينش است . 2 . نهج البلاغه مرهمى بر دردهاى جانكاه بشريت كدام كتاب را پيدا مى كنيد كه اين گونه براى انسانهاى محروم فرياد بر آورده باشد ؟ فريادى آميخته با آگاه سازى توده ها و حركت دادن آنها به سوى هدف . في المثل : هنگامى كه در فرمان مالك اشتر سخن از قشرهاى جامعه مى گويد ، و وظايف و مسئوليتهاى هريك از آنها را با دقت و ظرافت و جامعيت و عمق خاص خود بر مى شمرد ، لحن سخن آرام و منظم پيش مى رود ولى همين كه به قشر محروم و ستمديده مى رسد گفتار امام چنان اوج مى گيرد كه گويى از پرده دل فرياد مى كشد : " الله الله في الطبقة السفلى من الذين لا حيلة لهم من المساكين والمحتاجين و اهل البؤسي والزمنى " ( خدا را خدا را ، اى مالك ! در باره قشر پايين ومرحوم ، نيازمندان ، رنجديدگان و از كار افتادگان بينديش ) .