تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه كامله سجاديه با ترجمه فارسى شاهرودى — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
( 2 ) خداوندا من در آياتي كه بعنوان كتاب آسمانى نازل فرموده‌اى وبندگانت را بدان بشارت داده‌اى يافتم كه چنين فرمودى : اى بندگان من كه بر جان خويش اسراف كرده وتجاوز نموده‌ايد ، هرگز از رحمت خدا نااميد نشويد ، چرا كه خداوند همهء گناهان را مورد مغفرت وآمرزش قرار مىدهد . ودر گذشته گناهانى كه تو خود از آنها آگاهى وكم وكيف آنها را از من بهتر ميدانى از من سر زده است . پس واي بر من از آنچه تو در نامهء اعمالم نوشته‌اى . ( 3 ) واگر جاى اميدوارى به عفو تو كه همه چيز را شامل مىشود نبود ، خود را هلاك مىساختم واگر امكان مىداشت كه كسى از پروردگارش بگريزد ، براستى من از همه سزاوارتر بودم كه از تو بگريزم . وهيچ چيز در زمين وآسمان از تو پنهان نمىماند وتو آن را حاضر مىكنى ومجازات ومحاسبهء تو در قيامت ، كفايت خواهد كرد . ( 4 ) پروردگارا ، من اگر از تو مىگريزم ، تو طالب منى واگر من از تو فرار مىكنم ، تو بدنبال منى . واينك من با حال خضوع وذلت وافتادگى در پيشگاه تو سر به فرمانم . اگر مرا عذاب كنى ، بحق شايستهء آنم واين امر از جانب تو عين عدل است . واگر مرا ببخشى ، همچون گذشته عفوت شامل حالم شده ولباس بخششت را بر تنم پوشانده‌اى . ( 5 ) پس اى پروردگار من ، از تو درخواست مىكنم به حق أسمائي كه نزد خود پنهان دارى وبه حق آن جمالى كه پرده‌ها مانع از درخشش آن شده‌اند ، بر اين نفس نالان وبر اين تكه استخوان ناتوان رحم آور . نفسي كه تحمل گرماى خورشيدت را ندارد پس چگونه حرارت آتش دوزخت را تحمل تواند كرد ؟ ونيز كسى كه نمىتواند صداى رعد آسمان را بشنود ، چگونه تاب شنيدن صداى خشم تو را دارد ؟ ! . ( 6 ) پس اى خداى من ، بر من رحم كن ، من فردى كوچك وناچيزم ، وارزشى اندك دارم وعذاب من هرگز به مقدار مثقال وذره‌اى بر سلطنت تو نمىافزايد واگر عذاب كردن من چيزى بر ملك تو مىافزود از تو مىخواستم كه به من صبر در اين عذاب را عطا كنى ودوست مىداشتم كه آن فزونى در ملك تو محقق گردد . ولى خدايا سلطنت تو بزرگتر وملك تو با دوام‌تر از آن است كه أطاعت فرمانبران چيزى بر آن بيفزايد ويا نافرمانى گناهكاران چيزى از آن بكاهد . ( 7 ) پس اى مهربانترين مهربانان ، بر من رحم كن واى صاحب جلالت واكرام ، از من درگذر وتوبه‌ام بپذير كه براستى تو ، توبه پذير ومهربانى . - ]
صحيفه كامله سجاديه با ترجمه فارسى شاهرودى — صفحة 249 | الإمام زين العابدين ( ع )