تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
بهمين دليل بايد كلمات يد ويمين وأصابع وساعد وذراع وساق وقدم ورجل وجنب را متناسب با مرتبهء وجود مطلق وحقيقت ذات واجب الوجود ودر شأن وشايستهء مقام مبدء أعلى وصرف الحقيقة بكار برد ونه بمعانى مورد استعمال آدميان كه مفيد وجود أعضاء وجوارح آنان ميباشد ؛ وبدانگونه كه رفع وعدم آنها طبق كرائم الهى در قرآن وأحاديث نبوي ، از حضرت حقّ جايز نيست ؛ كاربرد معناى متداول آنها در زبان وعرف آدميان نيز صحيح نبوده ومتوقّف بر توقيفات شرعي وعقلي است ؛ وبهروجه مطلق ، هرگز به احكام مقيّدات متّصف نميگردد ، چه رسد بوجود مطلقى كه حتّى از قيد اطلاق وتقييد ، منزّه ومبرّى است ؛ وتنزيه در عين تشبيه وتشبيه در عين تنزيه ؛ يعنى همين حيثيّت جامع اين همانى واين نه آنى كه هيچيك قادح ديگرى نميباشند ؛ وبقول شاعر عارف :
چون جمالت صد هزاران روى داشت * هست در هر ذرّه ، ديدارى دگر
لاجرم ، هر ذرّه را ، بنموده‌اى * از جمال خويش ، رخسارى دگر
عكس اين معنى هم ممكن است ؛ يعنى صدور افعال خسيسه وربط صفات مخلوقات ، آنهم از منكرترين آنها مانند مكر وخدعه بحضرت حقتعالى ؛ يعنى نسبت صفات موجودات عاليه وخصايص آنان به مخلوقات پايين وحيوانات ؛ نظير كلام نطقى ولفظي وضعي وسخن گفتن از ناحيهء وحوش وجانوران بيابانى همانند گرگ وشير وگوسفند وشتر وحتّى قورباغه وسباع ، بشهادتين وتصديق الوهيّت حقّ ونبوّت ورسالت پيامبر أكرم ( ص ) وطلب وساطت وضمانت آهو از حضرت رضا عليه السّلام براي رها شدن از دام صيّاد ورفتن وشير دادن به بچه‌هاى خود وبرگشتن أو طبق عهدي كه كرده بود ونجات يافتن از دام صيّاد وغيره كه در جلد سوّم از شرح مواقف قاضى عضد الدّين ايجى وشرح سيّد شريف جرجانى ضبط آمده ودرست مقابل نسبت دادن أمور خسيسه بحضرت حقّ است ؛ كه نميتوان از نظر عقل ونقل بردّ وابطال آنها پرداخت وجميع اين أمور وإضافات ونسبتها بهيچ وجه از علم وادراك خداوند تعالى واظهار قدرت أو بدور نيست . پايان جلد اوّل