تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ميشود ، غريق بحالت غرغره كردن گلو مىافتد واين صدا بسبب برخورد وفرو رفتن آب وبيرون آمدن نفس بگوش أو ميرسد . پس هرگز باب اللّه بروى هيچ‌كس مسدود نخواهد شد وزبان حال توّاب حقيقي بعاصيان وگناهكاران ؛ مضمون اين بيت شاعرى عارف است كه سرود :
اى باز هوا گرفته ، باز آي ومَپَر * كز رشتهء تو ، سرى در انگشت من است
2 در آخرين مبحث اين فصل بفرق در ميان انابه وتوبه وأوبه پرداخته ومعاني آنها را بيان ميكنيم . واژهء انابه بمعنى رجوع پىدرپى ويا با فاصلهء زماني است ، وإليه رجع مرّة بعد أخرى و « ناب إلى اللّه أي تاب » والتزام بطاعت از خداوند تعالى « أناب إليه ، أي رجع مرّة بعد مرّة » و « إلى اللّه أقبل وتاب » وامّا در قاموس محيط المحيط در معنى أوبه آمده است آب يأوب أوبا وإيابا وأوبة وأيبة يعنى از هر ناحية ومكاني آمدن ورجوع كردن بخدا وتوبهء از گناه وآبة الشمس يعنى غائب شدن خورشيد از نظر وآبه يأوبه أوبا قصد كردن بسويى است ؛ وكلمهء « أوّب » در قرآن مجيد ودر آيهء :
« يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ »
يعنى اى كوهها با داوود به تسبيح خداى پردازيد و « آئب » بمعنى راجع و « تأوّب » رجوع كردن واوب يعنى رجوع وأوّاب بسيار رجوع‌كنندهء بخدا ، بكار رفته ودر قرآن حكيم با عبارات گوناگونى آمده ، مانند :
« وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
يعنى از داوود يادآور كه بندهء ما بوده وهمواره مؤيّد بتأييدات الهى بوده وبخدا رجوع وتوبه كننده است ؛ ودر آيهء :
« إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً ، نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ »
كه جميع اين آيات حاكى از معناى رجوع وتوبه بدرگاه خداوند منّان ميباشند ؛ بنابراين ؛ هر أوّابى داراى مطلق رجوع بخداوند بوده وبجاى توبه‌گر يا تائب هم بكار رفته است ، ليكن هر اوّابى تائب از معاصي نيست ونسبت آن بتوبه ، عموم وخصوص بوده وهر انابه‌اى فوق توبه وأواب بمعنايى عامتر از انابه وتوبه ميباشد ودر ضمن بمعنى آيندهء بسوى حقّ وتضرّع وتسبيح كننده نيز بوده وشمول مصداقى آن از توبه وانابه كه خاصّ انسانهاست بيشتر ميباشد ، ودر نتيجة ميتوان كوه ودشت وپرنده وچرنده وخزنده را « اوّاب » دانست نه تائب يا انابه‌گر ؛ ليكن انسان داراى هر سه قسم توبه وأوبه وانابه بوده وبهمين دليل حيثيّت كمالى أو نيز از جميع مخلوقات بيشتر است ، وبدين لحاظ خداوند تعالى ، عالم وعالميان را بطفيل وجود أو خلق كرد . وويرا اشرف آفريدگان خود قرار داد . الحمد للّه الّذى وفّقنى بإتمام مبحث الأخير ، ومنّ علىّ بختام هذا التّفسير ،