ما لهم عند الله تعالى ، فان ( و ان ) قابلت أفعالهم و أقوالهم به من دونهم من الناس فقد أسأت صحبتهم و أنكرت معرفتهم و جهلت خصوصيتهم با لله و سقطت عن درجة حقايق الايمان و المعرفة . فاياك ثم اياك !
[ ( ترجمه ) ]
پس همهء پيامبران الهى را بزرگ بشمار ، و آنان را به جاى ديگران مگذار ، و با فكر و عقل محدود خود احوال و اخلاق و روش آنان را تفسير مكن ، كار پاكان را قياس از خود مگير ، مگر آنكه بيان محكم و روشنى در آن باره از جانب پروردگار متعال تو را برسد ، و يا اهل دل و بصيرت در آن قسمت اتفاق كنند ، و يا ادله و شواهد متقنى در دست باشد كه فضائل و مقامات آنان را تثبيت كند . با اين حال بسيار مشكل است كه درك حقائق و مقامات آنان بشود . و چون اعمال و اقوال و احوال آنان را به ديگران مقايسه و مقابله نمودى ؛ متوجه باش كه كار بسيار خطا و خلافى را بجاى آورده ، و از مصاحبت و آشنايى آنان استفاده نكرده ، و مقامات آنان را به آن طورى كه بايد نشناخته ، و به خصوصيات منزلت و رتبت آنان جاهل شده ، و در اين موقع از درجهء حقايق ايمان و معرفت به خداوند متعال محروم گشتى . پس البته البته از اين عمل دورى و پرهيز كن !
[ ( شرح ) ]
معلوم شد كه انبياء مظاهر حق و نشانههاى حقيقت و هاديان صراط مستقيم و وسائل قرب به پيشگاه پروردگار متعال هستند . و چون حالات و اخلاق و علوم و معارف آنان اختصاصى است ؛ پس با فكر و خيال و مقايسه و تشبيه و تصور نتوان از حقيقت مقام و مرتبت آنان آگاهى يافته ، و افعال و اقوال آنان را از هر جهت و كلا تفسير كرد . البته همين طورى كه قصور در معرفت مقام آنان سبب ضعف در استفاده و استفاضه از آنان است ؛ غلو و افراط در بارهء آنان نيز موجب ضلالت و انحراف از راه حق خواهد بود .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٩٣