سخن زياد گفتن علامت نادانى و دور بودن از حقيقت است . العلم نقطة كرها الجاهلون - در هر موضوع حق مطلب در يك جملهء كوتاه خلاصه مىشود ، ولى أفرادى كه به حق مطلب نرسيدهاند ؛ دهها احتمال و شقوق ذكر نموده ، و بعد از احتمالات و ذكر برهان و استدلال ، باز به حقيقت مطلب توجه پيدا نكرده و از حق منحرف مىشوند . و حق مطلب اينست كه كسى كه در هر موضوعى به حقيقت آن كه يك نقطه بيش نيست ، نرسيده است ، بايد لب از گفتار فرو بندد ، و با احتمالات و اوهام و متشابهات أذهان و افكار ديگران را مشوش و منحرف نكند ، و با گفتن نمىدانم كه نصف علم است و واقعيت دارد ؛ خود را و ديگران را راحت و آسوده خاطر سازد .
يا رب سببى كه آب حسرت نخورم ، در جام هوا شراب غفلت نخورم از نعمت معرفت غنى ساز مرا ، تا نان خسان به زهر منت نخورم يك لحظه اگر نفس تو محكوم شود ، علم همه انبيات معلوم شود آن صورت غيبى كه جهان طالب اوست ، در آئينهء فهم تو مفهوم شود
( [ قسمت دوم از ] متن )
و كان بعض اصحاب رسول الله ( ص ) يضع الحصاة في فمه ، فاذا أراد أن يتكلم بما علم انه لله و في الله و لوجه الله أخرجها من فمه ، و ان كثيرا من الصحابة رضى الله عنهم كانوا يتنفسون تنفس الصعداء ( الغرقاء ) و يتكلمون شبه المرضى ، و انما سبب هلاك الخلق و نجاتهم الكلام و الصمت ، فطوبى لمن رزق معرفة عيب الكلام و صوابه و فوائد الصمت ( و علم الصمت و فوائده ) ، فان ذلك من أخلاق الأنبياء و شعار الاصفياء ، و من علم قدر الكلام أحسن صحبة الصمت ، و من أشرف على ما في لطائف الصمت ( على لطائف الصمت ) و أتمنه ( و أتمن ) على خزائنه كان كلامه و صمته كله عبادة ، و لا يطلع على عبادته هذه الا الملك الجبار .
[ ( ترجمه ) ]
و برخى از ياران رسول اكرم ( ص ) سنگى به دهان خود مىگذاشتند ، و چون مىخواستند حرف بزنند و مىدانستند كه براى خدا و در راه خدا و براى انجام وظيفهء الهى است ، سنگ را از دهان بيرون آورده و سخن مىگفتند .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١١٩