دانهء بىمغز كى گردد نهال ، صورت بىجان نباشد جز خيال خدمت خود را سزا پنداشتى ، تو لواى جرم از آن افراشتى ما خلقت الجن و الانس اين بخوان ، جز عبادت نيست مقصود از جهان
( [ قسمت دوم از ] متن )
و كن بحيث يراك لما أرا منك و دعاك اليه ، و كان السلف لا يزالون يشتغلون من وقت الفرض الى وقت الفرض في اصلاح الفرضين جميعا في اخلاص حتى يأتوا بالفرضين جميعا ، و أرى أهل هذا الزمان يشتغلون بالفضائل دون الفرائض ، و كيف يكون جسد بلا روح ( و أرى الدولة في هذا الزمان للفضائل . . . ) ، قال على بن الحسين ( ع ) عجبت لطالب فضيلة تارك فريضة و ليس ذلك الا لحرمان معرفة - الامر و تعظيم و ترك رؤية مشيته ( منته ) بما أهلهم لامره و اختارهم له .
[ ( ترجمه ) ]
و در آن حالت و كيفيتى باش كه خداوند متعال از تو خواسته و تو را به سوى آن دعوت فرموده است ، و به طورى مراقب خود باش كه خداوند در غير آن حالت تو را مشاهده نكند .
و مسلمانان گذشته به اندازه اى به عبادات خود اهميت مىدادند كه در ميان دو وقت فريضه مشغول تكميل فريضهء سابق و تعقيبات آن بوده و سپس براى تهيهء مقدمات فريضهء لا حق اهتمام مىداشتند ، و در نتيجه مىتوانستند فرايض و عبادات خود را با حفظ شرائط و مقدمات و مقارنات و توأم با اخلاص و محبت بجا آورند . متأسفانه افراد اين زمان براى تحصيل فضيلت و امور غير واجب نهايت اهتمام و كوشش را خرج كرده ، و از انجام فرائض و عمل به واجبات طاعات مسامحه و سستى مىكنند ، و متوجه نيستند كه فرائض چون روح باشد و فضائل و اعمال ديگر مانند جسد و بدن ، و هرگز جسد بدون روح قوامى ندارد .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١١١