پس اصل همان لفظ است ، « 1 » زيرا لفظ از لحاظ رتبه مقدمتر از خط است و لغت با آن شروع شده و سپس خط بر آن حمل گرديده است . « 2 »
بايد توجه كرد كه آنها تصريح كردهاند كه هجاى كلمه با در نظر گرفتن ابتدا با آن و يا وقف بر آن استوار است و به قبل و بعد آن حمل نمىشود « 3 » و اين تا اندازهاى نظر درستى است ، زيرا كه اثبات همزهء وصل و كتابت تنوين به صورت الف را تفسير مىكند و شايد نوشتن تاى تانيث در آخر كلمات به صورت « هاء » را نيز تفسير كند ، « 4 » ولى اين قاعده بخصوص در رسم مصحف همگانى نيست ، زيرا علماى قرائات و رسم ، ملاحظه كردهاند كه بسيارى از كلمات ، به صورت متصل نوشته شده است .
ابو عمرو دانى مىگويد : « 5 » « . . . اين بدان جهت است كه آنها در نوشتن ، بيشتر لفظ و وصل را در نظر گرفتهاند و نه اصل و قطع را » و نيز مىگويد : « 6 » « هر دو روش ، در رسم استعمال شده است كه دلالت بر جواز هر دو دارد » در پرتو اين ملاحظه است كه تفسير بسيارى از صورتهاى رسم عثمانى امكان پذير مىشود ، به طورى كه تفصيل آن - ان شاء اللّه - در محل خود خواهد آمد .
و از آنجا كه حركتهاى اعراب ، در صورت وقف آشكار نمىشوند ، تصريح كردهاند كه حركت و نقطه ، براى حالت وصل وضع شدهاند . « 7 »
درك دانشمندان رسم و لغت عربى از مبدء تشخيص ، كمتر از درك آنها از مبدء صوتى
هامش
1967 م ، ص 332 ؛ سيوطى ، رسالة فى علم الخط ، ( رسالهء پنجم از : التحفة البهية ) ، قسطنطنيه ، مطبعة الجوائب ، 1302 ق ، ص 54 ، الاتقان ، از همين نويسنده ، ج 4 ، ص 146 .
( 1 ) ابن جنّى ، سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 50 .
( 2 ) همان مصدر ( خطى ) ، برگ 241 ، أ .
( 3 ) همان مصدر ( خطى ) ، برگ 178 ، ب و بنگريد به : ابن درستويه ، ص 9 ، 13 ، 57 ، صولى ، ص 250 ، 258 .
( 4 ) . 27 .Beeston , p. 4
( 5 ) المحكم ، ص 158 و بنگريد به : ابو بكر انبارى ، ايضاح الوقف و الابتداء ، دمشق ، مجمع اللغة العربية ، مجمع اللغة العربية ، دمشق ، 1971 م ، ج 1 ، ص 146 ، ابن مجاهد ، السبعه فى القراءات ، دار المعارف ، مصر ، 1972 م ، ص 426 ، 486 .
( 6 ) المقنع ، ص 43 .
( 7 ) ابن درستويه ، ص 57 .