بارقهء نور و صلوات اهدايى حضرت
ابو الحسن ضراب اصفهانى مىگويد :
در سال 281 ق . به منظور انجام حج ، همراه قافلهاى عازم مكه شديم .
افراد كاروان ما همه از اهل تسنن بودند . فقط من در آن جمع ، شيعهء اثنا عشرى بودم و به حضرت مهدى عليه السّلام به عنوان امام زمان و دوازدهمين حجت خدا و آخرين وصى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله اعتقاد داشتم .
پيش از آنكه قافلهء ما به مكه برسد ، يكى از همراهان ما خود را به مكه رساند و منزلى در گوشهء سوق الليل ، اجاره كرد كه بعدها متوجه شديم اين منزل به حضرت خديجه عليه السّلام تعلق دارد و به دار الرضا عليه السّلام معروف است . پيرزنى گندمگون با قدى بلند را در حياط خانه ديدم كه هيبتى چشمگير داشت و قاطع و كمحرف به نظر مىآمد . نزديك وى رفتم و سلام كردم ، محبت كرد و به گرمى جوابم داد .
يك روز كه موقعيت را مناسب ديدم و دوستان و همراهان سنى مذهبم در منزل نبودند ، از او پرسيدم درست است كه اينجا خانهء امام رضا عليه السّلام بوده ؟ گفت : آرى .