اعجاز يار در لحظهء ديدار
ابراهيم بن مهزيار مىگويد :
وارد مدينهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شدم و از خاندان ابو محمد ، حسن بن على عليهم السّلام جستجو كردم اما خبرى به دست نياوردم . آنگاه براى ادامهء جستجو به مكه آمدم و مدتى مشغول طواف بودم . جوانى گندمگون و زيبا را ديدار كردم كه مرا به دقت نگريست و نزد او بازگشتم در حالى كه اميدوار بودم مقصود خود را نزد او بيابم و چون به نزديك او رسيدم سلام كردم و او پاسخ داد ، سپس فرمود :
اهل كدام شهر هستى ؟
عرض كردم : مردى از اهل عراقم .
فرمود : از كدام عراق ؟
عرض كردم : از اهواز .
فرمود : مرحبا به تو ، آيا در آنجا جعفر بن حمدان حصينى را مىشناسى ؟
عرض كردم : داعى حقّ را لبيك گفته است .