تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

معجزات خانهء خديجه عليه السّلام

حسن بن وجنا مىگويد : در روز چهارم از پنجاه و چهارمين حج خود در كنار خانهء خدا پس از نماز عشا در حجر اسماعيل زير ناودان مشغول سجده بودم و دعا و ناله و زارى مىكردم كه ناگاه شخصى مرا تكان داد و گفت : « اى حسن بن وجنا برخيز » . مىگويد : برخاستم ، كنيزى بود زرد و لاغر كه سنش چهل سال يا بيشتر بود ، پيش روى من حركت كرد و من نيز سؤالاتى از وى نمودم تا آن‌كه مرا به خانهء خديجه عليها السّلام برد و در آن‌جا اتاقى بود كه درش در وسط حياط بود و پلكانى چوبى داشت . آن كنيز بالا رفت و ندايى آمد كه « حسن بالا برو » ، من نيز بالا رفتم و پشت در ايستادم و صاحب الزمان عليه السّلام به من فرمودند : اى حسن ، آيا مىپندارى كه از من نهانى ؟ به خدا سوگند هيچ لحظه‌اى از اوقات حج نبود ، جز آن‌كه همراهت بودم . « 1 »
هامش
( 1 ) . يا حسن أتراك خفيت علىّ ؟ و اللّه ما من وقت فى حجّك إلّا و أنا معك فيه .
معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 249 | السيد هاشم البحراني / ياسرى