فرياد زدند :
براى چه آب ، آيا آنچه خوردى ، آلودگى داشت ؟ « 1 »
دستم را بوييدم گويا از عنبر خوشبوتر بود . نزد آن حضرت عليه السّلام رفتم .
شدت نورى كه بر من تابيد ، ديدگانم را تار كرد ، چنانكه ترسيدم عقلم را از دست داده باشم . به من فرمودند :
اى عيسى ، چرا شما به ديدار من مىآييد ؟ مگر تكذيبكنندگان پيوسته نمىگويند : او كجاست ؟ در چه محلى است ؟ كى بوده است ؟ كجا متولّد گرديده است ؟ چهكسى او را ديده است ؟ چه چيزى از ناحيهء او براى شما صادر گرديده است ؟ با چه وسيلهاى شما را خبر داده است ؟ چه معجزهاى برايتان آورده است ؟ آنان با آنكه امير المؤمنين عليه السّلام را ديدند ، آن حضرت عليه السّلام را رد نمودند و بر امام پيشى گرفتند و با او به مقابله برخاستند و او را به شهادت رساندند و با اجدادم چنين كردند و آنان را تصديق ننمودند و ايشان را به سحر و كهونت و استخدام اجنه نسبت دادند . تا آنكه فرمود : اى عيسى دوستان ما را از آنچه ديدى ، خبر ده ، و مراقب باش كه دشمنمان را باخبر نسازى كه از تو سلب شود . « 2 »
هامش
( 1 ) . يا عيسى ممّا الماء ، و هل لما أكلت غمر ؟
( 2 ) . يا عيسى ، ما كان لكم أن تزوروني ، و لو لا المكذّبون القائلون : أين هو ؟ بأىّ مكان هو ؟ و متى كان ؟ و أين ولد ؟ و من رآه ؟ و ما الّذي خرج إليكم منه ؟ و بأىّ شىء نبّأكم ؟ و أىّ معجز ءاتاكم ؟ أما و اللّه لقد رفضو أمير المؤمنين عليه السّلام مع ما رأوه و قدّموا عليه و كادوه و قتلوه ، و كذلك فعلوا بآبائى عليهم السّلام و لم يصدّقّوهم ، و نسبوهم إلى السّحرة و الكهنة و خدمة الجنّ ، إلى أن قال : يا عيسى فخبّر أوليائنا بما رأيت ، و ايّاك أن تخبر عدوّا فتسلبه .