است اما چگونه ميل كنم در حالى كه آقا و مولايم را نمىبينم . ندا داده شد :
اى عيسى ، از غذايت ميل كن و مرا خواهى ديد . « 1 »
بر سر سفره نشستم و نگاه كردم ، تعداد زيادى ماهى پخته و در كنار آن خرماهايى شبيه خرماهاى منطقه و در كنار خرما ، مقدارى شير ديدم . با خود گفتم : من مريض هستم و اين خرما و ماهى و شير [ برايم مضر است ] .
ندا داده شد :
اى عيسى ، آيا نسبت به امر ما ترديد دارى ؟ آيا تو به نفع و ضرر خويش داناتر هستى ؟ « 2 »
پس گريستم و از خداوند متعال آمرزش طلبيدم و از تمام آن ميل نمودم و هرچه را برمىداشتم ، جايش خالى نمىشد و تا به حال طعامى لذيذتر از آن در دنيا نخورده بودم ، و بسيار خوردم تا آنكه شرم نمودم .
امام عليه السّلام به من فرياد زدند :
شرم مكن اى عيسى ، كه آن از غذاهاى بهشت است و دست مخلوقى آن را نساخته است . « 3 »
و ميل كردم و ديدم كه از خوردن آن سير نمىشوم . عرض كردم : اى مولاى من ، مرا بس است .
آنگاه مرا ندا دادند : نزد من بيا .
با خود گفتم : چگونه نزد مولايم بروم در حالى كه دستم را نشستهام .
هامش
( 1 ) . يا عيسى كل من طعامك فإنّك تراني .
( 2 ) . يا عيسى ، أتشكّ فى أمرنا ، أفأنت أعلم بما ينفعك و يضرّك .
( 3 ) . لا تستحى عيسى فإنّه من طعام الجنّة ، لم تصنعه يد مخلوق .