از بلندترين و رفيعترين آنها . « 1 »
عرض كردم : آنها چه كسانى هستند ؟ فرمودند :
كسانى كه جماعات مردم را مىشكافند و مردم را اطعام مىكنند و در دل شب ، در حالى كه مردم در خوابند ، نماز مىگزارند . « 2 »
دانستم كه علوى هستند و ايشان را به دليل علوى بودنشان دوست داشتم ، تا آنكه ناگاه از نظرم نهان شدند ، و ندانستم كه به آسمان رفتند يا به زمين .
از مردمى كه اطرافشان بودند ، پرسيدم آيا اين فرد علوى را مىشناسيد ؟ گفتند : آرى ، او هرسال با ما پياده به حج مىآيد . گفتم :
سبحان الله ! به خدا سوگند نشانهء پيادهروى در او نديدم و با دلى مغموم و محزون از فراقش به « مزدلفه » آمدم و شب را در آنجا بيتوته كردم و در خواب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را ديدم كه فرمودند :
اى محمد ! آيا مطلوب خود را ديدى ؟
عرض كردم : سرورم ، ايشان كه بودند ؟
فرمودند : كسى را كه در شامگاه عرفه زيارت كردى ، صاحب الزمان شماست .
چون اين داستان را از او شنيدم او را سرزنش كرديم كه چرا پيش از اين ما را از آن آگاه نكردى و او گفت ، من اين داستان را از ياد برده بودم تا آنكه شما درخواست كرديد . « 3 »
هامش
( 1 ) . من أعلاها ذروة و أسناها رفعة .
( 2 ) . ممّن فلق الهام و أطعم الطعّام و صلّى باللّيل و النّاس نيام .
( 3 ) . طبرى آملى ، همان ، ص 298 .