امام عسكرى عليه السّلام ، پس از درگذشت پدر بزرگوارشان به ما مىفرمودند :
سوگند به خدا ، سوگند به خدا ، مراقب باشيد كه برادرم جعفر بر سرّى از اسرار آگاهى نيابد . مثل من و او مانند هابيل و قابيل است ، كه قابيل بر آنچه خداوند از فضل خويش به هابيل بخشيده بود ، حسد ورزيد و او را به قتل رسانيد . اگر زمينهء قتل من براى جعفر مهيا شود ، آن را به انجام خواهد رسانيد ، اما خداوند امر خود را به انجام مىرساند . « 1 »
تمامى مردان و زنان و خدمتكارانى كه در منطقهء نظامى ( عسكر ) سكونت داشتند ، وقتى كه وارد خانه مىشديم از كارهاى جعفر به ما شكايت مىكردند و مىگفتند : او لباس زنان را مىپوشد ، شراب مىنوشد و به كسانى كه در خانهاش زندگى مىكنند ، درهم و لباس مىدهد تا اعمالش را كتمان كنند ، آنها نيز از او مىگيرند ولى كارهايش را پنهان نمىكنند و شيعيان ، پس از امام هادى عليه السّلام او را در انزوا قرار داده و سلام دادن به او را ترك كردند و مىگويند : ميان ما و او تقيه نيست . اگر ما با او رفتوآمد داشته باشيم ، سلام و عليك كنيم و اسم او را ببريم ، مردم دربارهء او به گمراهى مىافتند و مانند ما با او رفتار خواهند كرد و ما به سبب اين رفتار ، اهل دوزخ خواهيم بود .
جعفر ، در شام روزى كه امام حسن عسكرى عليه السّلام به شهادت رسيدند ، بر تمام اموال و دارايىهاى آن حضرت مهر زد و آنها را به خانهء خود برد
هامش
( 1 ) . اللّه اللّه أن يظهر لكم أخي جعفر على سرّ ، ما مثلي و مثله إلّا مثل هابيل و قابيل ابني آدم ، حيث حسد قابيل هابيل على ما أعطاه اللّه لهابيل من فظله فقتله ، و لو تهيّأ لجعفر قتلي لفعل ، و لكنّ اللّه غالب على أمره .