درخواست نذورات توسط حضرت
بدر ، غلام احمد بن حسن مىگويد :
وارد جبل « 1 » شدم در حالى كه معتقد به امامت [ حضرت صاحب الامر عليه السّلام ] نبودم ، ولى اولاد على عليهم السّلام را دوست مىداشتم . تا آنكه يزيد بن عبد الله ، از دنيا رفت و در زمان بيماريش وصيت كرد كه اسب او را با شمشير و كمربندش به مولايش [ حضرت قائم عليه السّلام ] بدهند . من ترسيدم اگر آن اسب را به « اذكوتكين » « 2 » ندهم ، آزارى از جانب او به من رسد ، لذا آن اسب و شمشير و كمربند را پيش خود به هفتصد دينار قيمت كردم و آنها را به سلطان دادم ، و اين ماجرا را به هيچكس نگفتم . تا آنكه توقيع مبارك امام مهدى عليه السّلام از عراق به دستم رسيد كه :
هفتصد دينارى را كه از بهاى اسب و شمشير و كمربند نزد تو است ، بفرست . « 3 »
هامش
( 1 ) . جبل روستايى ميان بغداد و آذربايجان قديم بوده است .
( 2 ) . يكى از حكام ترك عباسى .
( 3 ) . وجّه السّبع مائة دينار الّتي من ثمن الشّهريّ و السّيف و المنطقة .