تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

درخواست نذورات توسط حضرت

بدر ، غلام احمد بن حسن مىگويد : وارد جبل « 1 » شدم در حالى كه معتقد به امامت [ حضرت صاحب الامر عليه السّلام ] نبودم ، ولى اولاد على عليهم السّلام را دوست مىداشتم . تا آنكه يزيد بن عبد الله ، از دنيا رفت و در زمان بيماريش وصيت كرد كه اسب او را با شمشير و كمربندش به مولايش [ حضرت قائم عليه السّلام ] بدهند . من ترسيدم اگر آن اسب را به « اذكوتكين » « 2 » ندهم ، آزارى از جانب او به من رسد ، لذا آن اسب و شمشير و كمربند را پيش خود به هفتصد دينار قيمت كردم و آن‌ها را به سلطان دادم ، و اين ماجرا را به هيچ‌كس نگفتم . تا آن‌كه توقيع مبارك امام مهدى عليه السّلام از عراق به دستم رسيد كه : هفتصد دينارى را كه از بهاى اسب و شمشير و كمربند نزد تو است ، بفرست . « 3 »
هامش
( 1 ) . جبل روستايى ميان بغداد و آذربايجان قديم بوده است . ( 2 ) . يكى از حكام ترك عباسى . ( 3 ) . وجّه السّبع مائة دينار الّتي من ثمن الشّهريّ و السّيف و المنطقة .
معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 119 | السيد هاشم البحراني / ياسرى