تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
دعاهايشان به درگاه خدا مستجاب مىشود . - اى پيشوايان ، شما مرا نيكو هدايتگريد و در سختيها بهترين فريادرس . - من اين شعر را ، همچون درّ و گهر ، به هواى شما پرداختم و به نظم كشيدم . - درود خداى بزرگ بر شما باد ، تا هرزمان كه سپيده مىدمد و شب دامن مىگسترد . - و نيز تا آنگاه كه عاشق دلباخته‌اى به بانگ حزين بانگ مىزند كه اى ساكنان قبيله ، وفاى ديرينه كجا رفت ؟ قصيدهء زير در مدح امير مؤمنان عليه السّلام نيز از اوست : - آنگاه كه شب‌زنده‌داران را خواب غفلت فراگرفت و رهروان از رهروى بازماندند ، ياد تو به سراغ من آمد . - اى كسى كه به ديدار و زيارت او دل بسته‌اى ، اين ياد و نام اوست كه مرا به نوازش گرفته است . - ياد تو در دل شبهاى تاريك به سراغ من آمد ، و ديده و دلم را به تماشاى تو روشن ساخت . - ترا به خدا سوگند ، آنگاه كه مرا در قبر گذارند ، و ظلمت و تاريكى سراسر وجودم را فراگيرد ، چگونه راهنمايى خواهم شد و سامان خواهم يافت ؟ - و چگونه خواهم خفت و پلكهايى را كه در همهء ايام به ياد تو باز بوده است ، برهم خواهم گذاشت ؟ - پاسخ خواهم شنيد كه مرا آن ناله و زارى كه چون شعله‌هاى آتش برمىخاست ، يارى رسانده است . - اين آرزو و خيال در شب وصال ، چونان ابرى باران‌زا فرومىبارد و سرزمين وجود مرا سيراب مىكند . - بارانى كه شكفتن گلهاى مهر و محبت و عطا را در گلگشت احسان امير مؤمنان مژده مىدهد . - آن وجود گرامى پاك و مطهر ، ابو الحسن على مرتضى عليه السّلام كه از سلالهء پاكان است .