تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
از ديدگانم سرازير مىشود و به ياد آن روزهاى از دست رفته و سوك بزرگ ناله سرمىدهم . - اى كسى كه مرا به داشتن اين عشق ملامت مىكنى ، مرا از اين سرزنش رها كن كه نتيجهء آن ، ترغيب بيشتر خواهد بود . - آنان اميد من هستند ، خواه با من باشند و خواه از من دورى گزينند ، نيكى كنند يا بد كنند . - آنان آن باده را كه خدا از ازل در پيمانه ريخته بود ، بر من متجلّى ساخته‌اند . - اين باده‌اى ازلى بوده ، نه بادهء انگورى كه از تاك گرفته مىشود . - جلوهء زيباى اين باده در جام ، همهء ياران را به سجده افكنده است . - آنان پيش از چشيدن اين باده همگى مست آن بودند و زبان را توان بيان اين مستى نيست . - آنگاه از روى زمين رفتند ، اما اين فناى آنها عين بقا بوده است . - آن سروران ، همه پيشوايان من بودند و آيا نداى اين عاشق ، بر آن دورافتادگان نفعى دارد ؟ - روزگارى من در كنار آنها بودم ، اما زمانه مرا از آنان دور ساخت . آيا كار سرنوشت ، برگشت دارد ؟ - آيا هرگز ديده‌ايد كه من با ملال از شما دورى گزينم و يا از آن كسى كه سرزمين مكه به وجود او مشرف شده است ، روى برتابم ؟ - آن راز آفرينش افلاك و آيت مجد كه همهء اشياء به بركت وجود او پيدا شده است . - مزاياى وجود او از عدد ستارگان آسمان بيشتر ، و در رفعت و بلندمرتبگى از آنها والاتر است . - خردهاى انديشمندان هرقدر هم كه اوج بگيرند ، به پاى كمالات او نمىرسند و سرانجام ، حيران مىگردند . - پاك‌نژادى برخوردار از خلق نيكو و پسنديده است و مقامى دارد كه همهء برگزيدگان