تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
- با سحر بيان و با حكمت و دانش و شعر رسا ، همه را اسير و مجذوب خويش كرده‌اند . - اى دارندهء بلاغت و اى سخنور توانايى كه ميوه‌هاى شاداب بلاغت از دانشتان به همگان داده مىشود . - تو نيز بيا در باغ مدح اين خاندان بخرام ، باغى كه به جاى شبنم و باران ، باران ولايت از آن مىبارد . - هرگاه در اين سپيده‌دم اميد ، به آستان مهر ايشان برسى ، بوى خوش قبول و استقبال ، به مشامتان خواهد رسيد . - به خدا پناه مىبرم كه يك روز را در هجر تو به سر برم ، يا شبى را به صبح آرم . - همواره قدر و مقام تو همچون نام خورشيدسان جهانتابت ، بلند ، عالى و بزرگ باد . - تا هنگامى كه خواب بر مژگانها نقش مىبندد ، و مادام كه صبحگاهان پيراهن ظلمت را مىشكافد . شاعر ما عاملى ، قصيده‌هاى طولانى در مدح امير مؤمنان عليه السّلام و رثاى فرزندش امام سبط شهيد عليه السّلام دارد . در مدح امير مؤمنان عليه السّلام قصيده‌اى دارد كه چنين شروع مىشود : - روزگار با من دشمنى كرد ، و پيام دشمنى را به من رسانيد . - و زمانه با انواع بديها و نيرنگها مرا هدف گرفت . آنگاه پس از ابياتى مىگويد : - اى سعد ، مرا با درد و حرمان از خود دور كردى ، و با رنج و تحمل سختى تنها بر جاى گذاشتى . - به خدا سوگند ، اگر شيفته و عاشقى ، بيا در بهترين آستانه‌ها اقامت كن . - مركب خود را در سرزمينى نگاهدار و ندا ده كه رسيدن به آرمانهايت فرخنده باد . - كفشها را در اين آستان مقدس درآر ، و بوسه بر خاك زن و خداى را سجده كن . - و آهنگ بوسيدن آستان امام و پيشواى پرهيزكار نيكوسرشت نما . - امامى كه پيشواى مخلوقات ، نمونهء والاى تقوا و فضيلت ، پرچم هدايت و جامع همهء مكارم و كمالات است .