تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
- در نظر من ، جز آن آهويى كه به گوشوارهء جوزا آراسته است ، جلوه نداشته است . - جز على عليه السّلام دارندهء آن‌همه خوى بلند ، هيچ ماه تابان و خورشيد پرتوافكنى مرا به سوى خود جذب نمىكند . - دارندهء مفاخر بزرگ كه در آسمان افتخار اوج گرفته ، و كمالاتش بيرون از شمار است . - او آرزومندان را بهترين تحفه است كه در اين دنياى پرملال مىتوان به چنگ آورد . - هيبت و وقار را با گشاده‌رويى چنان درآميخته كه گويى آب و آتش يك جا از دل ابر بيرون جهيده‌اند . - از كف او بر دوستان غنيمت و آسايش ، و بر دشمنان درد و رنج فرومىبارد . - سلالهء پاكى كه انديشه‌اى استوار دارد ، فرزند رادمردى نافذكلام . - به هنگام عبادت ، از ترس خدا لرزان است و به هنگام مبارزه با پيشامدها ، سخت استوار . - پيشوايى كه در تاريكيها و سختى روزگار ، هرگاه كسى دست حاجت به دو برد ، بايد بيضا حاجت او را روا مىدارد . - هرگز سخن زشت از او شنيده نشده ، و بسا آتش فتنه‌هاى كور را فرونشانده است . - همهء اين خاندان به مقام خردمندى و كمال رسيده‌اند و ديباچهء افتخارات ، به مفاخرشان آراسته است . - گوش به لهو و غنا نداده‌اند و بسا اغنيا كه از بخشش ايشان برخوردار گشته‌اند . - آنگاه كه نيزه‌ها را به دست مىگيرند ، ميدان كارزار را از خون دشمنان رنگين مىكنند . - در گيرودار ميدان نبرد آنچنان ضربه‌اى به دشمن وارد مىكنند كه زبانزد ستارگان آسمان شده است . - با قلمهاى نيزه‌وارشان به نكوهش دشمنان مىپردازند و لرزه بر اندامشان مىاندازند . - و بر كاغذهاى گلبرگ‌نشانشان گلهاى معانى بكر شكفته كه شبنم آراستگى بر روى آنها مىلغزد . - گلهايى كه در سراسر روزگار شاداب و شكوفايند ، و حال آنكه گلهاى طبيعى بدون آب پرپر و پژمرده مىشوند .