شما خواهم بود .
- ياران حسين چنان استوار ايستادند كه گويى كوههاى بلند بودند و در نثار جان همچون سيل روان مىخروشيدند .
- شيران دلاورى كه بيشههاشان جولانگاه مرگ بود و استراحتگاهشان نشيمنگاه پشت اسبان تندرو .
- بزرگوارانى كه بذل جان مىكردند و پيكانهاى تيز دشمنان نيز آماجگاه تيرهاشان بود .
- شيرانى كه از تيغهاى برّاق چنگال داشتند و بسان ابرهاى بارانزا سيل خون جارى ساختند .
- آنگاه كه در روزگار حادثهاى بزرگ و ناگوار روى مىداد ، وجودشان بر دشمنان خيلى گران مىآمد .
- اينان خروشيدند و حمله بردند و اندوه دل از حسين زدودند ، و با عزمى بلندتر از ستارهء سماك به جهاد برخاستند .
- صف نيزههاى بلند اين مردان زرهدار همچون كوچهها نمودار بود و شمشيرهاى آبدار اين پهلوانان همه آماده به كار .
- و چنان جانبازى كردند كه ضربت تيغها و نيزههاشان دشمنان را از پاى درمىآورد و دلاورىشان گويى كوههاى بلند را متلاشى مىساخت .
- شمشيرهاى آبدارشان در بين تيغهاى ديگر پهلوانان نظير نداشت و نيزههاشان در شكافتن سينهء دشمنان هولناك بود .
- گرد و غبار ميدان كارزار همچون ابر آسمان ، درخشش تيغها همانند آذرخش و سيل خون بر زمين جارى بود .
- ياران حسين كه اطراف آن بزرگوار حلقه زده بودند ، به شيربچگانى مىمانستند كه گرد شير فراهم آمده باشند .
- جانهاى گرامى خود را در كف اخلاص نهادند و آمادهء جانبازى شدند ، و هركس كه از جان خود مضايقه كند ، خوار و ذليل خواهد شد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٧٢