حبيبى بانجابت و شاهدى دارندهء رسالت است .
- پيامبر جامه در سر كشيده و گليم بر خود پيچيده « 1 » و كار به خدا سپارندهاى كه حتى هيچ عيبجويى نمىتواند از او روى برتابد .
- چراغ تابانى كه از فضيلت برخوردار ، و مايهء جدايى حق از باطل بود و آيينى هدايتگر را با آيات روشنگرى بياورد .
- چنان معجزههايى آورد كه زبان هروصفكنندهاى از توصيف آن ناتوان است ، و به وسيلهء اين معجزهها قدرتمندانه رسم شرك و بتپرستى را برانداخت .
- با معجزات پيامبر ، جهان هستى روشن ، و راه هدايت پديدار گرديد و اسلام به اوج عزّت و عظمت رسيد .
- پس اى آن بهترين برگزيدهاى كه براى هدايت امّتى بزرگ برگزيده شدى ، و اى گرامىترين موجودى كه شايستهء گراميداشت هستى و ريشه در كرامت دارى .
- اكنون كه زبان هرستايشگرى در ستايش و نعت تو كوتاه و نارساست ، پس من در مدح تو چه مىتوانم گفت كه سزاوار باشد ؟
- خداى بزرگ در ستايش و مدح تو چنان سخنى گفته كه دربارهء هيچ پيامبرى نفرموده است .
- بالاتر از اين توصيف خدا دربارهء تو كه فرمود : تو خلق بزرگ و خوى بسيار پسنديدهاى دارى « 2 » ، چه مىتوان گفت ؟
- تو شهر دانشى هستى كه على عليه السّلام نيز در آن است و از غير اين در ، كسى نمىتواند وارد آن شهر گردد . « 3 »
- پيشوايى كه گمراهى را گردن زده ، شعلهء هدايت را برافروخته و مشركان را به بوته فراموشى سپرده است .
هامش
( 1 ) . اشاره است به القاب مدّثّر و مزّمّل . ( م )
( 2 ) . اشاره است به آيهءإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ .قلم 68 / 4 . ( م )
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 61 - 81 .