- اينان ميوهء كرامت و بزرگوارى را در باغسار آرزو چيدهاند و آرمان و آرزوشان بدين جهت به كمال رسيده است .
- اينان به درجهاى رسيدهاند كه در هرفضيلتى پيشگام گشته و به مقامات ارزندهاى رسيدهاند كه هيچ آرزومندى بدان پايه نرسيده است .
- اينان با ديدهء بصيرت و به نيروى ايمان ، حوران بهشتى را ديده و در پهنهء آرزو و اميد ، بدانان و اصل گشتهاند .
- ارواح پاكباختهاى را نثار راه حق كردهاند كه مرگ را عين سعادت و آسايش مىدانند و در بهشت برين مسكن گزيدهاند .
- تا آنجا كه اقتضا داشت ، حق وفادارى به حسين را براستى ادا كردند و چنين ياران وفادارى اندكند .
- آوخ كه بدنهاى بىجان اين پاكان در پيشگاه امامشان بر زمين افتاده و بادهاى سخت بر آنها دامن گسترده بود .
- اين تنهاى برهنه ، از گرد و خاك نبرد كفنپوش بودند و خون سينههاشان به عوض آب فرات اندامشان را غسل مىداد .
- از آن گروه ياران ، جز خود امام و حضرت زين العابدين عليهما السّلام كه بيمار بود ، كسى بر جاى نمانده بود .
- سرانجام ، در حالى كه امام در خاك و خون غوطهور بود ، همهء اطرافيان و كسانش نيز پيرامون او نقش زمين شده بودند . آرى ، آن كس كه با فرومايگان درآويزد ، به ظاهر اين چنين گزند مىبيند .
- امام آنچنان علىوار بر دشمنان حمله كرد كه از هيبت آن ، كوههاى بلند متلاشى مىشود .
- سوار بر مركبى خونآلود بود كه شكوهى داشت و نگاه بلند دلاوران ، نعل پاى آن مركب محسوب مىشد كه خاك پاى او را توتياى چشم مىكردند .
- او زرهى آبگيرگونه بر تن و تيغى كه نيزههاى بلند را مىمانست ، در كف داشت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٧٣