پيمان بيعت امامت براى آدم زشتكار فاسق منعقد نمىگردد ، و بايستى امام و زمامدار از لحاظ علمى بر همگان برترى داشته باشد ، به موجب فرمايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه ائمه و زمامدارانتان شفيعانتان هستند ، بنابراين ، توجه داشته باشيد چه كسى را شفيع خويش مىگردانيد . و نيز به موجب آيهاى كه در وصف طالوت هست : خدا او را براى زمامداريتان برگزيد و بر وسعت علم و اندامش بيفزود . مىبينم ابتدا علم را مىآورد و سپس آنچه را نشانهء توانايى مىباشد ذكر مىكند . « 1 » همو مىنويسد : امام يا زمامدار اگر منصوب شد و پس از تحقق بيعت و انتصابش كار زشتى مرتكب گشت ، عامهء مسلمانان [ اهل سنت ] مىگويند بنيان امامتش گسيخته شده و به علت كار زشت آشكارش بر كنار مىگردد ، زيرا مسلم است كه امام يا زمامدار اساسا به اين منظور تعيين مىشود كه قانون جزاى اسلامى را اجرا كند و حقوق مردم را براى آنان بستاند و اموال يتيمان و ديوانگان را نگهدارى و از خودشان سرپرستى نمايد و امثال اين وظايف كه به شرح آمد . وقتى فاسق و زشتكار بود ، فسق و زشتكارىاش مانع او از انجام اين تكاليف مىگردد . حال اگر فرض كنيم امام و زمامدار حق و امكان داشته باشد كه فاسق باشد ، تمام وظايفى را كه زمامدار اساسا براى انجامش تعيين و منصوب مىشود ، هيچ شمردهايم . ملاحظه نمىكنيد كه ابتدا و هنگام تعيين زمامدار مىگوييم بايد حتما فاسق نباشد ، چون تعيين فاسق به زمامدارى ، معنايش هيچ شمردن وظايفى است كه به منظور انجامش زمامدار تعيين مىكنيم . همينطور هرگاه زمامدار بعدا فاسق شود و آشكارا به كار زشت دست زند . « 2 »
آرى ، صد هزارى كه از معاويه در ازاى آن بيعت خائنانه گرفته بود « 3 » ، از اختلاف براى پسر عمر اجماع و اتفاق عمومى ساخت ، چنان كه اين گونه پولها و رشوهها ، در ديگران همينگونه اثرها گذاشت و كارى كرد كه اين فرصتطلبان پول پرست و پيشاپيش آنها پسر عمر دويدند براى بيعت با يزيد . بدينسان ، پس از بيعت با معاويه ، با پسرش يزيد هم
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى : 1 / 231 .
( 2 ) . همان : 1 / 232 .
( 3 ) . ر ك : انساب الاشراف ، بلاذرى : 5 / 31 .