تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
مىخواهد بدون موافقت شورا و گرفتن بيعت به خلافت دست يابد . « 1 » در نامه‌اى هم كه مسور بن مخرمه « 2 » به معاويه نوشته ، به همين اصل استناد گشته است : تو سخت در خطايى و در اين‌كه چه كسانى ممكن است از تو پشتيبانى كنند اشتباه كرده و عوضى گرفته‌اى و دست به سوى چيزى كه از تو بسيار به دور است برآورده‌اى . ترا چه به خلافت اى معاويه ! تو آزاد شدهء فتح مكه‌اى و پدرت از قبايل مشرك مهاجم . دست از ما بدار ، زيرا در ميان ما هيچ طرفدار و پشتيبانى ندارى . « 3 » سعنة بن عريض صحابى در مناظره‌اى كه با معاويه داشته ، به او مىگويد : فرزند پيامبر خدا را از خلافت بازداشتى . ترا كه آزاد شدهء پسر آزاد شدهء فتح مكه‌اى چه به خلافت ! « 4 » عبد الرحمن بن غنم اشعرى صحابى « 5 » ابو هريره و ابو دردا را در حمص پس از آن‌كه به عنوان سفراى معاويه از حضور على ، رضى اللّه عنه ، باز گشته بودند ، مورد نكوهش و عتاب قرار داده به آنها متذكر شد كه از شما تعجب مىكنم چگونه به خود اجازه داديد و روا شمرديد كه چنين اظهاراتى بنماييد و از على بخواهيد خلافت را به شورا واگذارد ؟ در حالى كه به خوبى مىدانيد با او مهاجران و انصار و مردم حجاز و عراق بيعت كرده‌اند و موافقانش بهتر و برتر از مخالفانش هستند و هركه با او بيعت كرده بهتر از آن‌كه با وى بيعت ننموده ، و شورا جاى معاويه نيست ، معاويه‌اى كه از آزادشدگان فتح مكه و همانهاست كه تصدى خلافت بر ايشان روا نيست ، و او و پدرش از سران قبايل مشرك مهاجم بودند . بر اثر تذكر وى ، آنها از اين‌كه به نمايندگى معاويه به خدمت على عليه السّلام رفته
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 195 . ( 2 ) . در كتاب صفين 70 اين نامه به عبد اللّه بن عمر نسبت داده شده كه اشتباه است و ابياتى كه يكى از انصار همراه نامه نوشته ، دليل بر اين است كه از عبد اللّه بن عمر نيست . ( 3 ) . الامامة و السياسة : 1 / 85 . ( 4 ) . متن كامل اين مناظره به خواست خدا به تمامى خواهد آمد . ( 5 ) . ابو عمر در الاستيعاب درباره‌اش مىگويد : از دين‌شناس‌ترين افراد شام بود و عموم تابعان شام را وى فقه و دين آموخته و مقام و شكوهى تمام داشته است .