تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
آورى ، دست از كشور شام برمدار . - اگر خواستى نامه‌اش را جواب بدهى ، بر نويسنده و نگارنده‌اش دشنام بنويس . - و اگر تو جدا و واقعا تصميم به جنگ دارى و مىخواهى نامه‌اش را جواب بدهى . - در ميان يمنىها نطقى به اين مضمون ايراد كن : او دشمنى است و خويشاوندانش با او همرأى و همراهند . - افعىهاى گوناگونى هستند كه بعضىشان قاتل عثمانند و برخى تحريك‌كننده و جمعى به يغما برندهء خانه و جامه‌اش . - من قبلا فرماندهء شما در شام بودم و اينك من و شما بايستى حق يكديگر را ادا كنيم . - و شما - قسم به آنكه كوه را استوار و برقرار گردانيد - در هنگامهء نبرد چون درياى خروشان و پيشتاز بوديد . - خلاصه ، در نطقت خواه بسايرگوى و خواه اندك ، چون شام امروز جز تو صاحبى ندارد . بنابراين ، سخن به صراحت بگو و چرب زبانى و سياست بازى مكن . جرير مدت سه ماه نزد معاويه ماند و آورده‌اند كه چهار ماه ، و معاويه پيوسته او را سر مىدوانيد و از بيعت كوتاهى مىنمود . ناچار على به او نوشت : سلام بر تو . پس از سپاس و ستايش پروردگار ، به محض رسيدن نامه‌ام معاويه را وادار كن كه حرف قطعى بزند ، و او را سخت بگير تا كار را فيصله دهد ، و مخيرش گردان ميان جنگى قطعى و آشتىاى ننگ‌آور . هرگاه جنگ را برگزيد ، اعلام جنگ متقابل بده ، زيرا خدا خائنان پيمان شكن را دوست نمىدارد و اگر آشتى را برگزيد ، از او بيعت بگير و بيا ، و السّلام . معاويه در جواب برايش نامه‌اى همراه جرير فرستاد به اين مضمون : پس از سپاس و ستايش خدا ، اگر آنان كه با تو بيعت كردند ، در حالى با تو بيعت مىكردند كه از خون عثمان پاكدامن بودى ، درست مثل ابو بكر و عمر و عثمان ، رضى اللّه عنهم اجمعين ، بودى ، اما تو مهاجران را تحريك كردى كه خون عثمان را بريزند و انصار را نگذاشتى به دفاعش برخيزند ، تا نادان از تو فرمان برد و ناتوان به وسيلهء تو توانا گشت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 455 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى