تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
طرفدارانش كشتند كه آوردند و بر سر نيزه‌هاى ما انداختند ! بعد مىگويد : تو مردم شام را عليه من شورانده‌اى ، مگر هرچه از پيامبر خدا شنيده‌اى ، بايد نقل كنى و بگويى ؟ « 1 » آيا اين حرف را به مسخرگى مىزند يا آنقدر نفهم و ديوانه است كه مىپندارد امير المؤمنين على قاتل عمار است ؟ در اين صورت ، دربارهء حمزهء سيد الشهدا و جعفر طيار چه خواهد گفت ؟ « 2 » آيا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله قاتل آن دو است ، يعنى آنها را آورده و ميان شمشير و نيزهء مشركان انداخته است ؟ از هرزهء حق ناپذير و ديكتاتورى چون معاويه بعيد نيست كه با گستاخى بگويد : بلى ، پيامبر خدا آن دو را كشته است ! شايد هم عده‌اى احمق را يافته و با اين مزخرفات فريبشان داده است ؟ همهء اينها از معاويه‌اى كه كارها و حرف‌هايش را مىدانيم و خودش را مىشناسيم ، برمىآيد . وانگهى از اين حرف كه تو مردم شام را عليه من شورانده‌اى ، چه منظورى دارد ؟ آيا اگر تبليغ سنت و كلام و رويهء پيامبر ، و اعلام احكام و قوانين الهى به مردم باعث شوريدن آنان عليه فرمانرواى ستمكار و بىدينى چون او شد ، بايد براى جلوگيرى از شوريدن خلق دست از تبليغ احكام و نشر سنت پيامبر برداشت ؟ بايد اينها را به مردم نياموخت چون با نقشهء سياسى او مغايرت دارد و رژيم بيدادگرايانه‌اش را مىلرزاند ؟ اينها از كسى كه خدا مهر حق ناپذيرى بر دلش نهاده و از كينه توزترين دشمنان دين و عدالت است ، بعيد نيست . عبادة بن صامت حديث حرمت رباخوارى را به او گوشزد مىكند « 3 » كه قرآن كريم هم از آن ياد كرده است . معاويه به او مىگويد : اين حديث را مسكوت بگذار و از آن حرفى نزن . عباده مىگويد : نه ، نمىشود ، هرچند معاويه ناراحت شود . ديگر بار كه عباده حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل و تبليغ مىكند ، رو به مردم كرده مىگويد : اين حرفش مفت است . او حديث پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله را هيچ و پوچ مىشمارد و حاضر به نيوشيدن و به كار بستنش نمىشود .
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 329 . ( 2 ) . امام همين جواب را به او داده است . ر ك : تاريخ الخميس : 2 / 277 . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 185 .