نيز خرما را با خرما همانند گندم بايد مبادله كرد و هرچه بيشتر از اين ميزان باشد ، رباست .
در اين هنگام مردم از آنجا بپراكندند . خبر به معاويه بردند ، به دنبال عباده فرستاد .
چون بيامد ، معاويه به او گفت : اگر تو صحابى پيامبر بوده و از او حديث شنيدهاى ، ما نيز صحبتش را درك كرده و حديث از او شنيدهايم . عباده گفت : آرى ، در صحبت وى بوده و حديث شنيدهاى . معاويه گفت : پس اين حديث كه ياد مىكنى ، چيست ؟ آن را باز گفت .
معاويه گفت : لب از اين حديث فرو بند و نقلش نكن . گفت : نقل مىكنم ، گرچه معاويه بدش بيايد و مايل نباشد . گفت و برخاست كه برود ، معاويه به او گفت : در رابطه و رفتار با اصحاب محمد چيزى بهتر از گذشتكردن از ايشان نمىيابم . « 1 »
5 - 2 - قبيصة بن ذؤيب مىگويد : عبادة بن صامت ، به يكى از كارهاى معاويه اعتراض كرد و گفت : با تو در يك سرزمين به سر نخواهم برد ، و به مدينه رفت . عمر از او پرسيد :
چرا آمدى ؟ جريان را برايش تعريف كرد . عمر گفت : برگرد به سر جايت . خدا سياه كند روى سرزمينى را كه تو و امثالت در آن نباشيد . او حق فرماندهى بر ترا ندارد . « 2 »
از ضروريات اسلام و آنچه به موجب قرآن و سنت و اجماع ثابت و مسلم مىباشد ، حرام بودن رباست و اينكه از بزرگترين گناهان است . خداى تعالى مىفرمايد :
آنان كه ، ربا مىخورند ، در رستاخيز چون كسانى از قبر برمىخيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده باشند . اين به كيفر آن است كه گفتند : ربا معامله مثل است ، در حالى كه خدا معامله را حلال و ربا را حرام كرده است . « 3 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! از خدا بترسيد و آنچه را از ربا باقيمانده است ، فرو گذاريد اگر مؤمنيد . در صورتى كه چنين نكنيد ، به خدا و پيامبرش اعلان جنگ دهيد . « 4 »
همچنين احاديث متواتر در اين زمينه به حدى هست كه هيچ مسلمانى هرچند
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 212 .
( 2 ) . كنز العمال : 7 / 78 ؛ الاستيعاب : 2 / 412 ؛ اسد الغابة : 3 / 106 .
( 3 ) . بقرة 2 / 275 .
( 4 ) . همان : 2 / 278 ، 279 .