مىدانيد در نتيجهء آنگونه پندارها كه عبد اللّه بن عمر داشته و نشر داشته و بر اثر ترجيح دادن آن سه نفر بر على عليه السّلام و اصحاب درس راى و راسترو ، وضع سياسى جامعهء اسلامى دستخوش تحولات انحطاطى شده است و نظام حكومت و شيوهء تصدى زمامدار از حالت اسلامى به دور گشته ، انتخاب تنى چند جاى نص و تعيين الهى را گرفته و دموكراسى قلابى رفته رفته به ديكتاتورى محض انجاميده است و حاكم ، چه مردم راضى بودهاند و چه ناراضى ، بر ايشان گماشته مىشده ، تا آنكه حكومت به شوراى كوچك و محدودى واگذار گشته و چه شورايى ! شمشير عبد الرحمن بن عوف كه در آن هنگام يكهتاز ميدان بوده است ، بر سر اعضاى شورا و مخالفان آخته و مسلط گشته است ، و بالاخره كار به برقرارى سلطنت خشونت بار و استبدادى كشيده است و به حاكميت آزادشدگان و اسيران فتح مكه و پسرانشان انجاميده و به هرزهها و بلهوسان و شهوت پرستان و ميگساران ، و معاويهء ميگسار رباخوار توانسته پسر تبهكار و شهوترانش يزيد را وليعهد سازد و بر گردن مسلمانان بنشاند و گستاخانه بگويد : چه كسى با ملاحظهء فضل و عقل و وضعيت خانوادگىاش شايستهتر از يزيد است ؟ گروهى هستند كه فكر نمىكنم تا بلاهايى بر سرشان در نياوردم كه ريشهشان را بركند ، دست از مخالفت و كارشكنى بردارند . من تهديد و اخطارم را كردم ، اگر تهديد اثر و فايدهاى داشته باشد . « 1 »
دورهاى پيشآمد كه شخصيتهاى برجستهء امت و مشاهير اصحاب و مردان صالح و خير خواه و ديندار را در امور حكومت كوچكترين اختيار حق تصرفى نبود و نهتنها اجازهء دخالت در ادارهء كشور و سرنوشت مسلمانان را نداشتند ، بلكه توسط قدرت حاكمه سركوب مىشدند و تحت فشار اقتصادى و سياسى بودند و به چشم خويش مىديدند كه قانون الهى از ميدان حكومت و اداره رخت بربسته ، قرآن پشت سر انداخته شده ، عبادات از صورت اصلى خويش بگشته و سنن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متروك مانده است و جرأت اعتراض و امكان تعرض در خود نمىيافتند !
پناه بر خدا ! چگونه به خود جرأت مىدهند كه بر خلاف نداى قرآن كريم در مورد
هامش
( 1 ) . الكامل ، ابن اثير : 3 / 217 .