كرده ، و گمراهى او را كشانده و او به دنبالش رفته است . كارهاى گمراهانهاى كه از او سر زده ، بىشباهت به كارهاى گمراهانهاى نيست كه از خويشاوندان مشرك و خانوادهء كافرش سر زده است . سرانجامش آتش گدازان خواهد بود و جايگاهش دوزخ سوزان .
وى همان ملعون ملعونزاده ، بدكار بدكارزاده ، منافق منافقزاده ، آزاده شدهء فرزند آزاد شده ، بت بتزاده ، سبكسر منافق ، سنگدل حق ناپذير ، كمعقل و بزدل فرومايهاى است كه كوركورانه مىلولد ، و در ضلالت غوطهور است ، و به تمايلات بدعتآميز و تلقينات شيطانى حيرتانگيز سخت پاىبند است .
نه اهل قرآن است و نه خواستار حكمش . به سوى سرانجامى زيانبار گام برمىدارد و در وادى كفر و حق ناشناسى ره مىسپارد . هواى نفس او را به شرارت كشانده و به گمراهى و سركشى رانده و به مهلكههاى خوفناك و راههاى سنگلاخ درآورده است . آن كه مردم را سركوب ساخته و حق را ديوانگى خوانده است .
زشتكارى بىآبرو كه آدم بزرگوار چون با او نشيند ، اهانت يابد و بردبار چون با او معاشرت كند ، نابخرد شود ؛ پسر زن جگرخوار ، دروغساز خشن و پيشواى تبهكارى كه پيوسته دشمن خدا و رسول و سنت و قرآن و مسلمانان بوده است ؛ قهرمان بدعتسازى كه از گناهورزىهايش ، برحذر بودند و براى اسلام ، خطرى بزرگ به شمار مىرفت ؛ خيانتكار و پيمان شكنى بدكردار كه به شيطان مىمانست ، شيطانى كه از پيش روى انسان و پشت سر و چپ و راستش به او حمله و نفوذ مىنمايد ؛ كسى كه خدا برايش حسن سابقهء ديندارىاى پيش نياورده و نه سابقهء راستروى و راستگويى ، و ستمكارى منحرف كه قرآن را پس پشت افكنده است .
در كودكى شريرترين كودك و در بزرگى تبهكارترين فرد و نيز پشت و پناه منافقان بوده است . به اسلام نه به دلخواه ، بلكه به اكراه تن داده ، و از آن به اختيار و به دلخواه به درگشته است . ايمانش ديرى نپاييده و نفاقش مزمن بوده است . با خدا و پيامبرش در جنگ و ستيز بوده است . قبيلهاى مهاجم از قبايل مشرك به شمار آمده است . همان گجسته دشمن خدا و پيامبر و مؤمنان كه از همه كس بهتانآورتر و از همه گمراهتر ، و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٥٦