تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

محاكمهء معاويه و صدور رأى در حقّ او

به حقيقت سوگند كه يكى از اين شهادت‌ها كه به شرح آمد ، براى درهم شكستن اعتبار اين موجود و لجن مال‌كردن او و كشاندنش به پست‌ترين درجهء بىقدرى كافى است ، تا چه رسد به همهء آن گواهىهاى مكرر كه همديگر را تحكيم و تصديق مىنمايد . شهادت‌هايى كه سرآمد اصحاب و برجسته‌ترين شخصيت‌هاى آنان دربارهء معاويه داده‌اند ، كسانى كه در نظر آن جماعت عادل و راستروند . بگذريم از اين‌كه بعضى از ايشان چندان عالى مقامند كه كسى در پارسايى و پاكدامنى و برى بودن ساحتشان از خطاهاى قولى و عملى كمترين شكى ندارد و به ويژه كه در ميان آنان شخصيت والاى امام معصوم قرار دارد ، خليفهء راستينى كه قرآن حكيم او را پاك و منزه دانسته است و كسى است كه با حق مىگردد به هركجا كه بگردد ، و با قرآن است و قرآن با وى و تا به كنارهء حوض درآيند ، از هم جدايى نمىپذيرند . بالاتر از اينها همه ، سخنان پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله دربارهء اين موجود است كه قبلا نوشتيم . بنابراين ، معاويه به استناد آنهمه شهادت صادق و گواهى راستين رسواگر كه از پيشينيان شايسته احوال و پسنديده رفتار رسيده و ما نص اظهار نظر و شهادتشان را بىكم و كاست آورديم ، فردى است كه نه بصيرتى دارد كه مايهء هدايتش گردد و نه او را رهبرى است كه به راه حكيمانهء دين رهنمونش باشد . هواى نفس او را خوانده و او اجابتش