آياتى كه بدينگونه تحريف معنوى گشته ، بسيارند كه اگر آن تأويلات ناستوده و بهتانآميز گرد آيند ، كتابى قطور پرداخته خواهد شد ، لكن خوش نمىداريم كه آنها را به بحث كشيم ، چه پر گفتنى بىفايده خواهد بود و بىضرورت ، و همان سستى و نادرستى و پوچى كه خود در درون دارند و برون مىتراوند ، بر بطلان آنها كفايت مىنمايد . چه بايد گفت دربارهء حرفهايى از آنگونه كه در تأويل آيهء شريفهء « و او را بر مركبى ساخته شده از تختهها و ميخها سوار كرديم كه زير نظر ما حركت مىكرد » « 1 » زدهاند و گفتهاند كه نوح چون كشتى را بساخت ، فرشتهء وحى چهار ميخ برايش آورد بر هرميخ عينى نگاشته بود :
يك عين ( حرف اختصارى ) عبد اللّه كه همان ابو بكر است و عين ديگر عمر و عين ديگر عثمان و عين ديگر على ، رضى اللّه عنهم ، آنگاه كشتى به بركت ايشان روان گشت . « 2 »
آن جماعت در تأويلات و تحريفهاى معنوى قرآن گيرودارها داشتهاند ، از جمله در سال 317 هجرى در بغداد ميان طرفداران ابو بكر مروزى حنبلى و جماعت ديگرى از عامه بر سر تفسير آيهء « باشد كه پروردگارت ترا به منزلتى ستوده بردارد » « 3 » اختلاف افتاد .
حنبليان گفتند : خدا پيامبر را با خويش و به منزلت اتحاد برمىنشاند ، و ديگران گفتند :
مقصود از آن منزلت ، شفاعت عظماست . در نتيجه ، كارشان به جنگ كشيد و عدهاى كشته شدند . « 4 »
آنچه ياد شد ، نمونهاى است از صدها خرافهاى كه به منظور مبالغه در تمجيد و فضيلت تراشى تعبيه كرده و به ناحق به خدا نسبت دادهاند و آيات خدا را به مسخره گرفتهاند و با باطل مجادله نمودهاند تا به وسيلهء آن حق را پايمال كنند . جمعى از ايشان كلام خدا را مىشنيدند ، آنگاه پس از درك آن ، به تحريفش مىپرداختند ، در حالى كه مىدانستند چه مىكنند . « 5 »
اينها نمونههايى است از بهتان و دروغسازى جاعلان كه به قصد فضيلت تراشى براى
هامش
( 1 ) . قمر 54 / 13 ، 14 .
( 2 ) . نزهة المجالس : 2 / 214 - به نقل از شوارد الملح .
( 3 ) . اسراء 17 / 79 .
( 4 ) . تاريخ ابن كثير : 11 / 162 .
( 5 ) . بقرة 2 / 75 .