بانگ برمىدارد كه هركس حقى به عهدهء خدا دارد ، بيايد . پرسيديم : اى پيامبر خدا ! چه كسى حقى بر عهدهء خدا دارد ؟ فرمود : هركه ابو بكر و عمر و عثمان را دوست بدارد و هيچ كس را برايشان برتر نداند . « 1 »
ابن عساكر مىگويد : اين حديث ، واقعا عجيب و بيگانه است و مسئوليت آن بر عهدهء احمد بن محمد جبيلى است . شرح حال انصارى را كه نامش در سند روايت آمده ، ذهبى آورده ، مىگويد : مورد اعتماد نيست ، ابن حبان و ديگران او را سست خواندهاند . « 2 » ابن حجر مىگويد : اين روايتى زشت و نادرست است . « 3 »
متن روايت چنان كه ملاحظه مىكنيد ، متينترين شاهد بر بطلان و نادرستى آن است و بيان كنندهء نظريهء پسر عمر است و بس ، همان نظريهاى كه بر خلاف قرآن و سنت است و نبايد بدان اعتنا كرد ، چنان كه در بررسى چهارمين روايت گذشت .
19 - ابن عساكر روايتى ثبت كرده است از طريق ابراهيم بن محمد بن احمد قرميسينى از انس بن مالك كه از قول پيامبر آورده است : هركه دوست مىدارد ابراهيم را در مقام خليلىاش بنگرد ، بايد به ابو بكر در حال ملايمتش بنگرد ، و هركه خوش دارد به نوح در حال شدتش بنگرد ، بايد به عمر بن خطاب با شجاعتش بنگرد ، و هركه مايل است رفعت ادريس را دريابد ، به مهربانى عثمان بنگرد ، و هركه دوست مىدارد به سختكوشى يحيى بن زكريا بنگرد ، به پاكى على بن ابى طالب بنگرد . « 4 »
ابن عساكر مىگويد : اين روايت يكباره غير عادى و استثنايى است و در سندش نام عدهاى هست كه وضعشان مجهول و حالشان نامعلوم است و قابل اطمينان نيستند و به جعلى و ساختگى بودن نزديكتر از سستى و بىپايگى است .
ابن بدران كه عهدهدار به اصطلاح تهذيب تاريخ ابن عساكر گشته ، سند اين روايت را حذف كرده است و سندش طبق گفتهء ابن حجر چنين است : قرميسينى از عمر بن على بن سعيد ، از يونس ، از محمد بن قاسم ، از ابى يعلى ، از محمد بن به كار ، از ابن ابى ثابت بنانى ،
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 2 / 85 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 73 .
( 3 ) . لسان الميزان : 1 / 302 .
( 4 ) . تاريخ الشام : 2 / 251 .