تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
شگفت‌آور است كه خطيب بغدادى چنين حرف پوچى را با اين سند بىاساس ذكر مىكند و هيچ دم نمىزند و يادى از حال رجال سندش نمىنمايد مثل هميشه كه در فضايل كسانى سخن مىگويد كه دل و دين به ايشان باخته و سر به راه تباهشان نهاده است ، در حالى كه تا پاى احاديثى به ميان مىآيد كه در تمجيد خاندان پاك رسول اكرم است ، بناى رد و قبول ، و نقد و جرح و تعديل را مىگذارد و حدى هم براى تاخت و تازش نمىشناسد . آيا از كسى چون او پوشيده مانده كه مسلمة بن قاسم درباره حسين عكّى - از رجال سند آن روايت دروغين - مىگويد : او ناشناس است ؟ يا به وجود حماد بن مبارك ، آن مجهول ناشناس در سند روايت ، اهميتى نمىدهد « 6 » ، يا سخن بخارى را دربارهء عبد اللّه بن ميمون كه سخنش بر باد است ، نشنيده است ، يا سخن ابو زرعه را كه حديثش پوچ است و سخن ابو حاتم و ترمذى را كه حديثش ناشناخته و نادرست است ، يا گفتهء ابن عدى را كه عموم رواياتش قابل پيروى نيست و نظر نسايى را كه ضعيف و سست روايت است ، يا سخن ابو حاتم را كه از اشخاص مشهور روايات بىاساس نقل مىكند و به روايتى كه او تنها آورده باشد ، نمىتوان استناد كرد ، يا گفتهء حاكم را كه روايات جعلى نقل مىكند و سخن ابو نعيم را كه روايات نامعلوم و نادرست داشته است ؟ « 7 » شايد خطيب مايل نيست وضع ناجور اسماعيل بن اميهء عبشمى اموى را كه پسر عموى عثمان است و به نفع پسر عمويش روايت جعل كرده ، روشن سازد ، يا تذكار دارقطنى او را به هوش نياورده است كه گفت : اسماعيل از ابن جريح روايت نمىكند ، بلكه راوى حقيقى عبارت است از اسماعيل بن يحيى تيمى . شايد هم خواسته با سكوتش در مورد اسماعيل بن يحيى تيمى « 8 » آبروى پدربزرگش ابو بكر صديق را حفظ كرده باشد و به همين لحاظ ، اظهارنظر علماى رجال را درباره‌اش پرده‌پوشى نموده
هامش
( 6 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 281 ؛ لسان الميزان : 2 / 353 . ( 7 ) . تهذيب التهذيب : 6 / 49 . ( 8 ) . اسماعيل بن يحيى بن عبيد اللّه بن طلحة بن عبد الرحمن بن ابى بكر بن ابى قحافه .