تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
مبارك ، از سفيان ، از عثمان بن غياث بصرى ، از ابو عثمان نهدى ، از ابو موسى اشعرى كه مىگويد : همراه پيامبر خدا در مزرعه‌اى بودم كه مردى آمد و خواست به درون آيد . پيامبر اكرم فرمود : در به رويش باز كن و او را به خاطر بلايى كه بر سرش مىآيد ، مژده بهشت بده . ناگاه ديدم عثمان است . سخن پيامبر را به اطلاعش رساندم . گفت : خدا بزرگ است . « 1 » ابو نعيم مگر جاعل اين روايت ، يعنى حامد بن آدم را نمىشناخته يا مىشناخته ، ولى براى رديف‌كردن فضايل براى آنها كه با انتخابات كذايى به خلافت نشانده شده‌اند ، هر دروغ و ياوه و حرف جعلى را دستاويز ساخته است ؟ كجا ممكن است كسى مثل ابو نعيم نداند كه حامد بن آدم را جوزجانى و ابن عدى دروغگو شمرده‌اند و احمد بن على سليمانى او را در شمار كسانى آورده كه در جعل حديث شهرت يافته‌اند ؟ ابو داود سبخى مىگويد : به ابن معين گفتم : استاد حديثى داريم به نام حامد بن آدم ، گفت : او دروغساز است ، خدا او را لعنت كند . « 2 » وانگهى عثمان اگر وعدهء بهشت يافته بود و سخن پيامبر اكرم را باور داشته بود ، هرگز چنان كه در صحيح احمد حنبل آمده ، از اين بيمناك نمىگشت كه كسى باشد كه در مكه ملحد يا مدفون خواهد گشت و نيمى از عذاب جهانيان را برعهده خواهد داشت . 22 - مضحك‌ترين روايات جعلى را خطيب بغدادى ثبت كرده است از طريق حسين بن حميد بن موسى عكى كه مىگويد : حماد بن مبارك بغدادى از قول اسماعيل بن اميه ، از ابن جريح ، از عطا از جابر روايت كرده است كه پيامبر نمىشد به منبر بالا نرود و نگويد : عثمان در بهشت است . « 3 » دارقطنى مىگويد : حماد بن مبارك از قول عبد اللّه بن ميمون ، از اسماعيل بن اميه ، از ابن جريح چنين حديثى روايت كرده است . اين روايت از روى روايت اسماعيل بن يحيى بن عبيد اللّه تيمى ، از قول ابن جريح معلوم و روشن مىگردد . « 4 » ذهبى هم مىگويد : روايتى نادرست است . « 5 »
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء : 1 / 57 . ( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 208 ؛ لسان الميزان : 2 / 163 . ( 3 ) . تاريخ بغداد : 8 / 157 . ( 4 ) . رك : لسان الميزان : 2 / 353 . ( 5 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 281 .