دورهء انتقال و تزلزل و انقلاب سياسى و اجتماعى بوده است .
گرچه جانب احتياط و دقت را گرفته و از لغزشها خويش را پاييدهام ، باز ممكن است دچار خطا و لغزش شده باشم . با اينهمه كوشش فكرى خود را تا توانستهام به كار بردهام تا نظرى صائب ابراز كنم . اميدوارم در ترسيم تصويرى روشن از اين دورهء تاريخ اسلامى كه آكنده از درس و پند و عبرت است ، توفيق يافته باشم . خدا مددكار است . « 1 »
اين لفاظى و عبارتپردازى است و دم زدنش از حسن نيت و علاقه به موفقيت علمى ، لكن پاى گردآورى روايات تاريخى و تأليف كه رسيده مثل خاركنى عمل كرده كه در شب از هرچه يافته ، بنهاى فراهم كرده باشد و بدون اينكه در سند و متن روايات دقت و سنجشى به عمل آورد ، به هرچه رسيده تكيه زده و استناد جسته و نظرى تعبيه كرده است . نه سره از ناسره جدا كرده و در شناخت مفهوم حقيقى اسناد تاريخى همت يا درايتى نموده است ؛ نه حديثشناس بوده تا بتواند به روايت صحيح و مسلم دست يابد و از مجعولات با آب و تاب بپرهيزد ؛ نه بصيرتى داشته تا به نيرنگهايى كه در تاريخ به كار رفته ، پى برد و نه علمى كه پايش را بر طريق مستقيم وصول به حقيقت جديد استوار دارد . همينطور در بافتهها و جعلياتى كه طبرى و ديگران نوشتهاند ، لوليده و آنها را اصول مسلم و وحى منزل پنداشته است . فضايلى را كه اموى نسبان يا اموى مسلكان براى وابستگان خويش جعل كردهاند ، راست شمرده و در اظهارنظر بر آنها اعتماد نموده است . گرچه خيلى تلاش كرده و فكرش را به كار انداخته ، متأسفانه به نتيجهء مطلوب نرسيده است و از اين مرحله از تاريخ اسلامى تصويرى ساخته است تيره و تار با خطوطى به هم ريخته و رنگهايى به هم آميخته ، تصويرى تهى از هرگونه پند و درس و عبرتآموزى .
سخن دربارهء عبد اللّه بن سبا را به درازا كشانده و همهء آن شورشها و كشمكشها را زير سر او دانسته است و پنداشته فكر مخالفت با عثمان را او طرح كرده و در شهرها پراكنده است تا اكثريت اصحاب پيامبر به بانگ شعار آن بدعتگذار خيرهسر به تحريك و تلاش
هامش
( 1 ) . انصاف عثمان 4 .