تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
و از تحقق آن جلوگيرى نموده‌اى و بر سر آن گردن فرازى كرده‌اى . ما در آن ميان جايى براى بيطرفى و سرگردانى نمىبينيم ، از آنگونه بىطرفى كه سعد بن ابى وقاص در قضيهء عثمان و حوادث و جريانات دنبال آن اتخاذ كرد . آن بيطرفى گرچه مورد پسند دكتر قرار گرفته ، چيزى نيست جز پا از اجراى حكم خدا به دامن كشيدن و از انجام وظيفهء اسلامى گريختن و از تعاليم و دستورات درخشان آيين آسمانى اسلام شانه خالىكردن . آرى ، بيطرفى و كناره‌گيرى و تماشاگرى جريانات اجتماعى بىآنكه انسان در آن و در تعيين مسيرش سهم داشته باشد ، حيله‌اى است كه سلامت جويان و نفع‌طلبانى تعبيه كرده‌اند كه از بيعت با امام متقيان و امير مؤمنان على عليه السّلام خوددارى نمودند و دست از يارىاش كه يارى حق و عدالت و اسلام است ، كشيدند و از حكمتى كه قرآن و سنت در مورد جنگهايش صادر كرده‌اند ، چشم پوشيدند . اين حيله و عذرى است كه سعد بن ابى وقاص و عبد اللّه پسر عمر و ابو هريره و ابو موسى اشعرى و محمد بن مسلمه تراشيدند ، همان بدعت گذاران بيطرفى و قديمىترين كسانى كه سياست مزورانهء كناره‌گيرى از سياست اجتماعى را دستاويز ساختند ، در حالى كه خود مىفهميدند آن بهانه‌آورى و عذرتراشى هيچ از مسئوليت خطيرشان در پيشگاه خداى حكيم و عليم نمىكاهد . آدمى هرچند به زبان عذرها آورد ، از كار خويشتن آگاه است . « 1 »

كتاب عثمان بن عفان

كتاب عثمان بن عفان نوشتهء صادق عرجون مدرس دانشكدهء زبان عربى در مصر را بايد مورد بررسى قرار داد . وى در مقدمه مىنويسد : اين نوعى تحقيق در زندگانى خليفهء سوم عثمان ، رضى اللّه عنه ، است كه به وسيلهء آن تصويرى از زندگانى وى رسم كرده‌ام . آنجا كه اختصار به حقيقت لطمه نمىزد ، به اجمال سخن گفته‌ام و جايى كه تفصيل باعث مىشد حجتى آشكار گردد يا شبهه‌اى زدوده شود به طور مشروح بحث كرده‌ام . در اين اثر عوامل اجتماعى و سياسى كه سيرهء اسف‌انگيز او را در بر گرفت و جامعهء اسلامى را
هامش
( 1 ) . قيامة 75 / 14 ، 15 .