مىبينيم وى از بيم انحراف از راه صواب و آلايش به قضاوت نادرست ، موضع بيطرفى اتخاذ مىنمايد و مىپندارد بيطرفى همانگونه كه ديروز و در عصر عثمان پسنديده و مايهء عافيت بود ، امروز هم پسنديده و مايهء صواب است و به همين اعتبار ، مسلك سعد بن ابى وقاص را پيش مىگيرد كه در قضيهء عثمان بيطرفى برگزيد . در ديباچهء كتابش مىنويسد : هنگامى كه قضيهء عثمان پيشآمد و مسلمانان بر سر آن اختلاف پيدا كردند و شديدترين دشمنىهاى تاريخشان رخ داد ، جمعى از اصحاب پيامبر خود را از شركت در آن به كنارى كشاندند و به هيچ وجه مسئوليت آن حوادث را چه كم و چه زياد نپذيرفتند ، بلكه خود را از دو دستهء متخاصم بر كنار داشتند و دين خود را سالم به در بردند . سخنگوى آنان سعد بن ابى وقاص گفت : من دست به جنگ نمىزنم تا آن وقت كه برايم شمشيرى حاضر كنيد كه بينديشد و ببيند و به سخن درآيد و بگويد : اين يك بر راه راست مىرود و آن ديگرى به خطا .
من مىخواهم مسلك سعد و يارانش را پيش گيرم ؛ نه از اين دسته دفاع كنم و نه آن را به باد حمله بگيرم ، بلكه درصددم كه براى خويشتن و براى مردم زمينهاى را فراهم و به شرح آرم كه هردو دسته را به آشوب و گمراهى كشانيد و به دشمنى خشونتبارى كه صفوفشان را بر هم زد و هنوز پراكنده نگهداشته است و به گمان قوى تا پايان روزگاران پراكنده و در اختلاف نگاه خواهد داشت . آنها كه كتابم را مىخوانند ، در خواهند يافت كه مسئله مهمتر و ريشهدارتر از عثمان و على و پيروان و مخالفانشان بوده است ، و اگر كسى جز عثمان هم در آن شرايط و اوضاع به خلافت نشسته بود ، به همان بدبختىها و آشوبها دچار مىگشت و به همان كشمكشها كه در اطرافش در گرفت و زدوخوردهاى خونين كه پس از آن روى داد .
در اينجا مىبينيم وى همانطور كه تعهد كرده و در ديباچهء كتابش آورده براستى از عاطفه و احساسات و از اصول دين بر كنار مانده و از دين پاك اسلام دورى گرفته است و به قضيهء عثمان آزادانه و رها نگريسته است رهاى مطلق از هرچه حق و انصاف است .
جريانات اجتماعى آن عصر را آشوبى شمرده كه خردمند در كشاكش آن بايد شترمرغ
الغدير ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٧١