مصريان بر چه دست يافتهاند كه پس از طى چند منزل راهتان را كج كرديد و به طرف ما آمديد ؟ به خدا اين كارى است كه توطئهء آن را در مدينه چيدهايد . گفتند : هرطور مىخواهيد حساب كنيد . ما احتياجى نداريم كه اين مردم از حكومتمان كنارهگيرى كند ؛ و او در آن هنگام ، امامت نمازشان را داشت و آنها پشت سرش نماز مىخواندند ، و هيچ كس را از سخن گفتن باز نمىداشتند ، ولى گروههايى در مدينه بودند كه نمىگذاشتند مردم انجمن كنند . « 1 »
اين روايت تاريخى مىگويد : واحدهايى كه از مصر و بصره و كوفه رهسپار مدينه شده بودند ، توسط فرماندهان سپاهى كه در احجار الزيت در مدينه آماده شده بود و تحت فرمان على عليه السّلام و طلحه و زبير قرار داشت ، برگردانده شده است ، و اين سه نفر بر سرشان فرياد كشيدند و آنها را طرد و رد كردند و دربارهء آنها كه در ميانشان جمعى از مجاهدان بدر و اصحاب عادل و راسترو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وجود داشتند ، حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خواندند كه در آن مورد لعنت قرار گرفتهاند ، و آن واحدهاى مسلح كه از استانها آمده بودند ، نتوانستند به مدينه درآيند . اين است آنچه روايت مذكور حكايت مىنمايد ، در حالى كه ديديم مورخان متفقا مىگويند آنان به مدينه درآمدهاند و خانهء عثمان را محاصره كردهاند و اين نخستين محاصرهء خانهء عثمان بوده است كه تقريبا چهل روز به طول انجاميد و مردم مدينه در اين محاصره شركت داشتند . در جريان همين محاصره بود كه عثمان مجبور مىشود به دنبال امير المؤمنين على عليه السّلام بفرستد و او ميان آنان واسطه مىشود و كار به توبهء عثمان بر سر منبر مىكشد و توبه نامه و تعهدنامهاى كه به شهرستانها ارسال مىدارد . به اين ترتيب ، تودههاى انقلابى و ناراضى پس از اينكه على عليه السّلام و محمد بن مسلمه انجام تعهدات عثمان را در برابر مردم تضمين مىكنند و ضامن او مىشوند ، از مدينه به طرف شهر و ديارشان بيرون مىروند . بعد كه مىبينند تعهداتش را زير پا مىگذارد و به پيمان خويش وفا نمىكند و علاوه بر آن ، به فرمان كتبى وى به استاندار مصر دست پيدا مىكنند داير بر كشتن شخصيتهاى برجستهء مصرى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 103 .