تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
بيرون بياورم . در مورد قصاص گرفتن از خود نيز بايد بگويم : خودت مىدانى كه دو همكار سابقم ابو بكر و عمر هم گاهى به خطا و ناروا افراد را كيفر مىدادند . آخر بدنم طاقت اين را ندارد كه از من قصاص شود . اما در مورد كشتنم ، به خدا قسم اگر مرا بكشيد ، بعد از آن هرگز همديگر را دوست نخواهيد داشت و به‌طور دسته‌جمعى و بالاتفاق به جنگ دشمن نخواهيد رفت . وثاب مىگويد : من زخمى برداشته بودم و گاه خونريزى مىكرد و زمانى خوب مىشد . عثمان از من پرسيد : آب براى وضو دارى ؟ گفتم : آرى . آب آوردم و وضو گرفت و بعد قرآن را برداشت و در برابر زشتكاران سپر خويش ساخت . در اين هنگام ، مردكى مثل گرگ سر رسيد و نگاهى انداخت و سپس برگشت . گفتيم عاملى آنان را برگرداند و دور داشت . بعد محمد بن ابى بكر سر رسيد و دو زانو نشست ، و ريش عثمان را گرفت و تكان داد به‌طورى كه صداى به هم خوردن دندانهايش شنيده شد ، و به او گفت : معاويه به دردت نخورد ، عبد اللّه بن عامر به دردت نخورد . عثمان گفت : عمو جان ! دست نگهدار . به خدا قسم ، پدرت چنين رفتارى با من نمىكرد . آنگاه به كمك همديگر عثمان را كشتند . از ابن سيرين روايت شده كه گفت : ابن بديل از سر خصومت با شمشير به سراغ عثمان آمد ، در حالى كه مىگفت : حتما او را خواهم كشت . كنيز عثمان به او گفت : تو كوچك‌تر از آنى كه چنين كارى بتوانى كرد . وى به اطاقى كه عثمان در آن نشسته بود ، درآمد و ضربهء شمشيرى بر او نواخت كه نمىدانم به كجاى بدنش اصابت كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) . رك : طبقات ابن سعد ( چاپ ليدن ) : 3 / 51 ؛ انساب الاشراف ، بلاذرى : 5 / 72 ، 82 ، 83 ، 92 ، 97 ، 98 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 39 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 125 ، 131 ، 132 ؛ العقد الفريد : 2 / 270 ؛ مروج الذهب : 1 / 442 ؛ الاستيعاب : 2 / 477 ، 478 ؛ تاريخ ابن عساكر : 4 / 372 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 72 ، 75 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 166 ، 168 ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 401 ؛ تاريخ ابى الفداء : 1 / 170 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 184 ، 185 ، 187 ، 188 ؛ حياة الحيوان ، دميرى : 1 / 54 ؛ مجمع الزوائد : 7 / 232 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 263 ؛ السيرة الحلبية : 2 / 85 ؛ الاصابة : 2 / 215 ؛ ازالة الخفاء : 2 / 239 - 242 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 301 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى