تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
مشورت نشده و از آنچه مايهء ناخشنودى خداست پرهيز نگشته ، چنين شده است . يا مىگوييد : خدا نمىدانست عاقبت كار و حكومتم چه خواهد شد ؟ به اين ترتيب كه در قسمتى از دورهء حكومتم درستكار و مورد خشنودى دينداران بودم ، ولى بعدا كارهايى در حكومت از من سر زده كه خدا و شما را به خشم مىآورد ، و از كارهاى اخير روزى كه خدا مرا برگزيد و خلعت افتخارآميز خلافت بر من پوشانيد ، خبر نداشت . شما را به خداوند قسم مىدهم آيا سوابق خوب مرا و كارهاى نيكويى را كه قبلا انجام داده‌ام ، به ياد نداريد ؟ آن وظايفى را كه در برابر خدا داشتم و وظيفه جهاد با دشمنانش را كه خدا بر انجامش گواهى داد . وظيفهء همهء كسانى كه پس از من مىآيند ، اين است كه به افتخار آن انجام وظايف اعتراف داشته باشند . دست نگهداريد ، و مرا نكشيد ، زيرا فقط سه گونه شخص را مىتوان كشت : 1 - كسى كه با داشتن همسر مرتكب زنا شود 2 - كسى كه پس از مسلمانى كافر شود 3 - كسى كه ديگرى را بدون اينكه قاتل باشد ، به قتل رساند . بنابراين ، اگر شما مرا بكشيد ، شمشير را بر گردن خويش نهاده‌ايد و خدا آن شمشير را تا به قيامت از ميان برنخواهد داشت . مرا نكشيد ، چون اگر مرا بكشيد ، پس از من هرگز به حال جماعت نماز نخواهيد گذاشت و پس از من هرگز مال غنيمتى ميان شما تقسيم نخواهد شد و هيچگاه خدا اختلاف را از ميان شما نخواهد زدود . در جوابش چنين گفتند : دربارهء اين‌كه گفتى مردم بعد از عمر ، رضى اللّه عنه ، از خداى عزّ و جل خواستند در مورد كسى كه زمامدارشان مىشود ، خير پيش آورد و پس از خيرخواهى از خدا ترا عهده‌دار زمامدارى كردند ، بايد بگوييم : خدا هرچه پيش آورده خير بوده است ، به اين معنى كه خداى منزه حكومت ترا وسيلهء آزمايشى ساخته تا بدان بندگانش را بيازمايد . دربارهء پيشگامى و سابقه‌ات با پيامبر خدا سخن گفتى ، حقيقت اين است كه تو در ايمان به اسلام پيشگام بودى و خوش سابقه ، و صلاحيت تصدى خلافت را نيز داشتى ، اما بعدا تغيير عقيده و رويه دادى و بدعتهايى كه مىدانى ، از تو سر زد . در خصوص اين‌كه گفتى اگر ترا بكشيم چه بلاهايى بر سرمان خواهد آمد ، بايد بگوييم