تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

داستان كشته شدن عثمان

طبرى و ديگر مورخان از قول يوسف بن عبد اللّه بن سلام مىنويسد : عثمان در حالى كه محاصره شده بود و مردم خانه‌اش را از هرسو در برگرفته بودند ، در برابر مردم ظاهر شد و چنين گفت : شما را به خداى عزّ و جل سوگند مىدهم كه مگر نمىدانيد هنگام درگذشت امير المؤمنين عمر بن خطاب ، رضى اللّه عنه ، از خدا به دعا خواستيد كه برايتان خير پيش آورد و كارى كند كه به اتفاق آراء بهترين شخص انتخاب شود ؟ آيا مىخواهيد بگوييد خدا دعاى آنها را اجابت ننموده است و با اين سخن ، به خداى منزه اهانت روا داريد ؟ در حالى كه مىدانيد در آن هنگام از ميان بشر فقط شما اهل دين خدا بوديد و هنوز وحدت آراء و اتحاد سياسى خود را از دست نداده بوديد . يا مىخواهيد بگوييد : خدا دينش را بىاهميت شمرده و مورد بىاعتنايى قرار داده و التفاتى به اين ننموده است كه چه كسى عهده‌دار دينش مىشود ؟ در حالى كه دين اسلام در آن هنگام وسيلهء پرستش خداى يگانه بود و هنوز پيروانش دسته دسته نشده بودند تا يكديگر را واگذارند و مورد بىمهرى قرار دهند . يا مىگوييد : تعيين من به صورت مشورتى صورت نگرفته است ؟ و خود را به ناروا برترى داده‌ايد و به مقام حكومت نشانده‌ايد ، و خدا امتى را كه در برابرش سر به نافرمانى بردارد به حال خود وا مىگذارد ، و چون در تعيين زمامدار