هيچ گفتارى انگيزهء رستگارى نتواند بود .
- در آن يكسال كه عمو و همسر پيامبر با هم درگذشتند ، او نيز آن را با گريه بر آن دو سپرى كرد .
- وه ! چه بزرگ مردى كه با باور و گرايش خود به آيين پيامبر برگزيده يك سال او را بر خويش به گريه واداشت ، تا آنجا كه روزهاى روشن آن از شبها تاريكتر گرديد .
- از پشت او بود كه همهء فروغها به درآمدند و پراكنده شدند و نخستين آنان ، مرتضى بود و به دنبالش نيز اندوختههاى سرورى .
و چنين بود ابو طالب سرور مكّيان ، و اين بود فشردهاى از نشانههاى گروش و باور سرهء او به آيين ما كه آنها را ننگاشتم مگر به اميد خشنودى خداوند « 1 » ، تا آنان كه كتاب آسمانى به ايشان داده شده ، باور كنند و بر گروش گروندگان نيز افزوده گردد ، و كسانى كه كتاب آسمانى به ايشان داده شده و نيز گروندگان دودل نباشند « 2 » و آيندگان پس از ايشان بگويند : پروردگارا بيامرز ما را و برادران ما را كه در ايمان پيشاهنگ ما بودند ، و در دلهاى ما از كسانى كه گرويدهاند ، كينهاى مگذار ، پروردگارا براستى تو مهربان و بخشايندهاى « 3 » .
هامش
( 1 ) . حديد 57 / 27 .
( 2 ) . مدثر 74 / 31 .
( 3 ) . حشر 59 / 10 .