بر پيمان او پايدارم . « 1 » عثمان دستور داد تا به شام رود و او در آنجا با مردم گفتگو مىكرد و مىگفت : شبانگاه نزد هيچكس از شما زر و سيمى نبايد بماند مگر آن را در راه خدا انفاق كند يا براى تاوان خواه آماده گردانيد . پس معاويه به عثمان نوشت : اگر نيازى به شام دارى در پس ابو ذر بفرست ، عثمان به او نوشت كه به سوى من آى و او بيامد . « 2 »
سخن امير مؤمنان هنگامى كه ابو ذر را به سوى ربذه تبعيد كرد
اى ابو ذر ! تو براى خدا خشم گرفتى ، پس به همان كسى اميدوار باش كه براى او خشم گرفتى ، اين گروه از تو بر دنياى خود ترسيدند و تو از ايشان بر دينت ترسيدى ، پس آنچه را از تو بر آن مىترسند در دست ايشان رها كن و براى حفظ آنچه از ايشان بر آن مىترسى بگريز كه چه بسيار نيازمندند ايشان به آنچه ايشان را از دستبرد به آن منع كردى ( كه همان دين تو است ) و چه بسيار بىنيازى تو از آنچه ايشان ترا از دسترسى به آن بازداشتند ( كه همان دنيا است ) و فردا خواهى دانست كه چه كس سود برده و چه كس بيشتر رشك مىبرد . و اگر آسمانها و زمين بر بندهاى بسته باشد و سپس از نافرمانى خدا بپرهيزد خداوند راه رهايى از آن دو را براى او قرار مىدهد . جز به حق انس مگير و جز از باطل به وحشت ميا كه اگر تو دنياى ايشان را مىپذيرفتى ترا دوست مىداشتند و اگر چيزى از آن براى خدا جدا كردى ترا در امان مىداشتند . « 3 »
ابن ابى الحديد داستان ابو ذر را به گستردگى آورده و آن را مشهور و تأييد شده مىداند « 4 » و اين هم عين سخنانش :
پيشامد ابو ذر و تبعيد او به ربذه يكى از رويدادهايى است كه موجب نكوهش عثمان گرديد و اين كلام را ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب سقيفه از عبد الرزاق از
هامش
( 1 ) . حديث پيمان را احمد در مسند خود آورده است .
( 2 ) . ر ك : الانساب : 5 / 52 ؛ صحيح بخارى - دو كتاب زكات و تفسير - ؛ الطبقات ، ابن سعد : 4 / 168 ؛ مروج الذهب : 1 / 438 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 148 ؛ شرح ابن ابى الحديد 240 - 242 ؛ فتح البارى : 3 / 213 ؛ عمدة القارى : 4 / 291 .
( 3 ) . نهج البلاغة : 1 / 247 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغة : 2 / 375 - 387 .