تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
كلبى گويد : سپس او فرمود تا هم هرسلاحى از عثمان در خانه‌اش يافتند كه عليه مسلمانان به كار رفته بود مصادره كردند و هم شتران گرانبهايى كه ابتدا از اموال صدقه بود و سپس خاص خانهء او گرديده بود و هم شمشير و زره او را . و دستور داد تا متعرض هيچ جزيى از اموال شخصى او كه در خانهء او و خانهء ديگران يافتند نشوند . و اموالى كه عثمان جايزه داده بود و هرجا آن را يافتند يا به صاحبانش بربخورند بازگردانند . اين خبر به عمرو بن عاص رسيد و او آن هنگام در سرزمين ايله از مناطق شام بود و از موقعى كه مردم بر سر عثمان جسته بودند وى در آنجا فرود آمده بود ، با شنيدن اين خبر به معاويه نوشت هرچه مىكنى بكن اگر مالى دارى . پسر ابو طالب چنان ترا برهنه مىكند كه چوبدستى را از پوستهء روى آن . و وليد بن عقبه كه قبلا يادش رفت مصادرهء شمشير و زره و شترهاى گرانبهاى عثمان را به دستور على ياد مىكند كه مىگويد : - اى هاشميان ! سلاح خواهرزاده‌تان را پس دهيد و تاراج نكنيد كه غنيمت گرفتن آن روا نيست . - اى هاشميان ! سازش ميان ما چگونه تواند باشد با آنكه زره و شترهاى گرانبهاى عثمان نزد على است . - هاشميان ! دوستى از شما چگونه مىشود با آنكه سلاح و اموال يغما شدهء ابن اروى « 1 » در ميان شماست . - هاشميان ! اگر اينها را به ما پس ندهيد در نزد ما كشندگان او با خالىكنندگان خزانه‌اش برابرند . - برادر مرا كشتيد تا جاى او باشيد ، همان‌گونه كه مرزبانان خسرو به او نيرنگ زدند . پس عبد اللّه بن ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلّب در ابياتى دراز به او پاسخ داد و از آن ميان جمله است : - از ما دربارهء شمشير او توضيح نخواهيد كه شمشير او ضايع شد و صاحب آن به هنگام ترس آن را بيفكند .
هامش
( 1 ) . اروى نام مادر عثمان و وليد است .