ناسازگارى بدتر است . « 1 »
و بيهقى از زبان حميد آورده است كه عثمان بن عفان نماز را در منى شكسته نخواند و آنگاه براى مردم سخنرانى كرد و گفت : اى مردم ! شيوه شيوهء رسول خدا است و شيوهء دو يار او ؛ با اين همه ، امسال پيشامد تازهاى براى مردم كرد كه من ترسيدم شكسته نماز خواندن را شيوهاى هميشگى پندارند . « 2 » به گفتهء متّقى هندى اين روايت را ابن عساكر نيز آورده است . « 3 »
ابو داود و جز او ، از زبان زهرى آوردهاند كه عثمان بن عفان نماز را در منى شكسته نخواند ، زيرا در آن سال تازيان چادرنشين بسيار بودند و او مىخواست ايشان بدانند كه نماز چهار ركعت است . « 4 »
و ابن حزم از طريق سفيان بن عيينه و او از زبان جعفر بن محمّد و او از زبان پدرش روايت كرده است كه عثمان در منى رنجور شد ، پس به نزد على شدند و گفتند : بر مردم نماز بگزار . گفت : اگر مىخواهيد ، من همانگونه برايتان نماز مىخوانم كه رسول خدا مىخواند ، يعنى دو ركعت . گفتند : ما جز به همانگونه كه امير المؤمنين عثمان نماز مىخواند ، يعنى چهار ركعت رضايت نمىدهيم و او نيز نپذيرفت . « 5 »
روايت بالا را ابن تركمانى هم آورده است . « 6 »
احمد پيشواى حنبليان آورده است كه عبد اللّه بن عمر گفت : ما با پيامبر خدا سفر كرديم و او نماز سفر را شكسته ( دو ركعتى ) خواند . پس از او ابو بكر و عمر نيز همين برنامه را داشتند تا عثمان پس از شش سال از فرمانروايىاش كه بر همين شيوه بود ، نماز را چهار ركعت خواند . « 7 »
و بيهقى از قول ابو نضره آورده است كه مردى از عمران بن حصين پرسيد : پيامبر خدا
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى : 3 / 144 .
( 2 ) . همان مأخذ .
( 3 ) . ر ك : كنز العمال : 4 / 239 .
( 4 ) . سنن ابو داود : 1 / 308 ؛ سنن ، بيهقى : 3 / 144 ؛ تيسير الوصول : 2 / 286 ؛ نيل الاوطار : 2 / 260 .
( 5 ) . المحلى : 4 / 270 .
( 6 ) . ر ك : ذيل سنن بيهقى : 3 / 144 .
( 7 ) . مسند احمد : 2 / 44 .