تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
گواهى مىدهم كه تو راستگويى ، على ! به پهلوى عموزاده‌ات بپيوند « 1 » . و با اين عبارت : ابو طالب براى آنكه برترى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به قريش بنمايد پيش روى ايشان به او گفت برادرزاده‌ام آيا خدا ترا فرستاده گفت : آرى . گفت : براستى پيامبران را معجزات و خوارق عادت است و تو نيز نشانه‌اى به ما بنماى . گفت : آن درخت را بخوان و به آن بگو محمّد بن عبد اللّه ترا مىگويد كه به اجازهء خدا روى به ما آر . او آن را بخواند تا روى به ايشان آورد تا در برابر او به خاك افتاد . سپس به آن دستور داد تا برگردد و برگشت و ابو طالب گفت : گواهى مىدهم كه تو راستگويى . سپس به فرزندش على عليه السّلام گفت : پسركم عموزاده‌ات را همراهى كن . كه شماره‌اى چند از بزرگان گروه ما گزارش بالا را ياد كرده‌اند . 33 - ابو جعفر صدوق در امالى به اسناد خود از سعيد بن جبير آورده است كه مردى از عبد اللّه بن عبّاس پرسيد و به او گفت : اى عمو زادهء رسول خدا دربارهء ابو طالب مرا آگاهى ده كه آيا مسلمان بود گفت : چگونه مسلمان نباشد با آنكه گفته : - براستى دانسته‌اند كه فرزند ما نزد ما دروغگو شمرده نمىشود و پروايى از گفتگوهاى بيهوده ندارد . راستى مثل ابو طالب همچون مثل اصحاب كهف بود كه ايمان را نهفتند و بت‌پرستى را آشكار ساختند و خدا نيز دوباره به ايشان پاداش داد « 2 » . 34 - استاد ما ابو على فتال نيشابورى در روضة الواعظين آورده است كه ابن عبّاس گفت : ابو طالب همراه با پسرش جعفر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برخوردند كه در مسجد الحرام نماز نيمروز مىخواند و على عليه السّلام هم در سمت راست او بود . ابو طالب به جعفر گفت : به پهلوى عموزاده‌ات بپيوند . پس جعفر پيش افتاد و على درپى وى ايستاد و در پشت‌سر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صف زدند تا نماز را بگزارد و دراين‌باره ابو طالب گفت :
هامش
( 1 ) . امالى 365 ؛ روضة الواعظين 121 ؛ الحجة ، سيد ابن معد 25 . ( 2 ) . امالى 366 ؛ الحجة ، سيد ابن معد 94 و 115 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 569 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى