اين حديث را ثقة الاسلام كلينى نيز از زبان امام صادق با سند پيوسته آورده و عبارت او چنين است : مثل ابو طالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان را نهان داشتند و نمايش به بتپرستى دادند و خدا نيز دو پاداش به ايشان داد « 1 » .
گزارش بالا با عبارت ابن ابى الحديد ، سيّد بن معد از طريق حسين بن احمد مالكى آورده و اين فراز را نيز افزون روايت كرده است : ابو طالب از دنيا بيرون نشد تا از سوى خداى تعالى او را مژدهء بهشت رسيد « 2 » .
سخن امام رضا عليه السّلام
ابان بن محمود بن علىّ بن موسى الرضا عليه السّلام نوشت : فدايت شوم ! من در اسلام ابو طالب ترديد دارم . او به وى نوشت : هركس پس از آنكه راه راست براى او آشكار شد مخالفت پيامبر كند و جز به راه مؤمنان رود . . . تا آخر آيه و پس از آن نوشت : تو اگر معتقد به ايمان ابو طالب نباشى بازگشتگاهت بهسوى آتش است .
آخرين سخن دربارهء ابو طالب ( از زبان اهل تسنّن )
هريك از اين بندها كه به گردنبندهاى زرين مىماند بهتنهايى براى اثبات منظور ما كافى است چه رسد به همهء آنها . و اين قطعى است كه امامان از فرزندان ابو طالب عليهم السّلام حالات پدرشان را بهتر از ديگران مىشناختند و راستى كه اين گزارشها از حال او را نيز جز براى بيان حقيقت بر زبان نراندند ، زيرا مقام عصمت آنان مانع آن بود كه غرض ديگرى داشته باشند و راستى را كه مفتى شافعيان در مكّهء مكرّمه چه نيكو مىنويسد :
در اين روشى كه علّامه سيّد محمّد بن رسول برزنجى در اثبات رستگارى ابو طالب پيشگرفته هيچكس بر او پيش نگرفته ، پس خداوند بهترين پاداشها را به او دهد و به اين روشى كه او پيشگرفته هريك از مؤمنان كه آراسته به زيور انصاف باشند خرسندى مىدهند زيرا مستلزم آن نيست كه چيزى از نصوص احاديث و اخبار باطل انگاريم يا
هامش
( 1 ) . اصول كافى 246 .
( 2 ) . كتاب الحجة 17 .