تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مىسازد و هرچه او را دلخوش دارد مرا دلخوش مىدارد . در عبارتى : فاطمه پارهء تن من است هرچه او را آزرد مرا مىآزارد و هرچه او را خسته دارد مرا خسته مىدارد . و در عبارتى : فاطمه پارهء تن من است هرچه او را پريشان گرداند مرا پريشان مىگرداند و هرچه او را آزرد مرا مىآزارد . و در عبارتى : فاطمه پارهء تن من است هرچه او را حاجت روا و يارى كند مرا حاجت روا و يارى كرده كه به گفتهء تاج العروس يعنى : هرچه به او رسد به من رسيده و هرچه خاطر او را فراهم آرد خاطر مرا فراهم آورده . و در عبارتى : فاطمه شاخه‌اى ( از درخت هستى ) من است هرچه او را دلخوش دارد مرا دلخوش مىدارد و هرچه او را خشمگين سازد مرا خشمگين مىسازد . و در عبارتى : فاطمه پاره‌اى از گوشت من است هركه او را آزرد مرا آزرده . و در عبارتى : فاطمه پاره‌اى از گوشت من است هرچه او را خشمگين ساخت مرا خشمگين مىسازد و هرچه او را دلخوش ساخت مرا دلخوش مىسازد . و در عبارتى : فاطمه پاره‌اى از گوشت من است هرچه او را شادمان مىدارد مرا شادمان مىدارد . حديث بالا را با عبارات گوناگون ، پيشوايان و نگارندگان شش صحيح و گروهى ديگر از رجال حديث در نوشته‌هاى خود دربارهء سنن و مسانيد و معاجم آورده‌اند و اين هم نمونه‌اى از گزارشگران آن : 1 - ابن ابى مليكه ( م 117 ) بر بنياد آنچه بخارى و مسلم و ابن ماجه و ابن داود و احمد و حاكم آورده‌اند وى از راويان اين حديث است . 2 - ابو عمر بن دينارمكى ( م 125 يا 126 ) بنا به‌گفتهء هريك از بخارى و مسلم در صحيح خود وى نيز از راويان اين حديث است . 3 - ليث بن سعد مصرى ( م 175 ) چنانچه در اسناد ابن داود و ابن ماجه آمده از راويان اين حديث است .