درستش در روزگاران و سدههاى گذشته با آشوبهاى تيره و تاريك ، ناپديد شده و با اينكه هوسهاى گمراهكننده با دستكارى و ساخت و پاختهاى خود - در زمينهء آن - بازيگرىها نمودهاند و با اينكه دزدان زبردست ، كه كارشان رنگ درآوردن و دروغزنى است ، نيرنگهاى خود را در لابهلاى آن نهفتهاند و با اينكه برگهاى آن سياه شد ، و از برداشتهاى بيخردانه و نگرشهايى پر از نادانى ، و از شالودههايى تباه و هيا بانگهاى دستهبندىها و ناراستيها و تبهكارىهايى كه جز گروه به گروه شدن و توده توده گرديدن مردم انگيزهاى نداشته است ، با همهء اينها مىتوان نشانهاى از درستيها را در آن باز جست ؛ زيرا كسى كه با بينايى به ارزيابى در آن پردازد ، آب گوارا را از كف روى آن باز مىشناسد و درست و نادرست را بههم نمىآميزد و مىتواند آنچه را ناب و سره است ، از ميان آميختگيها درآورد كه با دستيارى آنها بهيافتن و جستن حقايق برخيزد و مرز هر يك از مردان را بشناسد و چنانكه ترازويى براى اندازهگيرى بهكف گرفته باشد ، با گذشتگان و مردم بازمانده موشكافانه آشنا شود .
[ كشمكش بين مهاجران و انصار پساز رحلت پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ]
از ميان كارهايى كه بىهيچ چون و چرا بايد انجام داد ، يكى هم نگرشى است در زندگىنامهء مردان برجستهء اسلام - چه گذشتگان و چه جانشينانشان - آن هم با ديدهء بزرگداشت و نه با چشم بدبينى - بويژه در پيرامون كسانى كه در ميان دينداران به جانشينى راستين پيامبر شناخته شدهاند - هرچند با گزينشى كه اگر بنگريم و دادگرانه بسنجيم هيچ ارج و ارزشى ندارد . پروردگار تو است كه هرچه را خواهد مىآفريند و برمىگزيند و كار برگزيدن با آنان نيست « 1 » . و هيچيك از مردان و زنانى كه به اين كيش گرويدهاند ، نمىتوانند در برابر فرمان و دستور خدا و رسول او در كار خود به گزينش پردازند و خواست جداگانهاى داشته باشند « 2 » ؛ كه همهء كارها - پيش از اين و پس از آن - از خداست « 3 » و آنچه را ايشان انجام مىدهند خداوند سرپرستشان است « 4 » ، دروغ شمردند و از هوسهاشان پيروى كردند و هركارى سرانجام در جايى آرامش و استوارى خواهد
هامش
( 1 ) . قصص 28 / 68 .
( 2 ) . احزاب 33 / 36 .
( 3 ) . روم 30 / 4 .
( 4 ) . انعام 6 / 127 .